تحلیل نظریه مقداری پول از دیدگاه موریس اله |
قبل از دهه 1930، نظریه مقداری پول، نظریه مسلط در اقتصاد کلان بود. اما با انقلاب کینز، دیدگاه ها در مورد روابط متغیرهای کلان و همچنین تاثیر پول بر این متغیرها تغییر کرد، تا اینکه در اواخر دهه 1960 و با شکل گیری مکتب پولی شیکاگو، نظریه مقداری پول مجدداً احیا شد. اگرچه معادله مبادله ایروینگ فیشر-شکل کلاسیک نظریه مقداری پول- و مطالعه فریدمن –شکل نوین نظریه مقداری پول- معروفترین مطالعاتی هستند که در این زمینه انجام شده اند، اما از آنجا که مطالعات موریس اله در ادبیات اقتصادی داخل کشور، ناشناختهبوده و همچنین مطالعه وی در زمینه نظریه مقداری پول، شامل نکات و پیامهای بسیار ظریفی میباشد، لذا این پژوهش به بررسی و تحلیل دیدگاه موریس اله در زمینه نظریه مقداری پول می پردازد. این فصل به کلیات پژوهش خواهد پرداخت و در این زمینه به بیان مسأله پژوهشی، اهمیت و ارزش پژوهش، اهداف و فرضیه های پژوهش، روش تحقیق، ابزار گردآوری و تحلیل داده ها، داده های استفادهشده در پژوهش و در نهایت به بیان تعریف کلید واژه ها می پردازد. 2-1- شرح و بیان مسئله پژوهشی در واقع این اندیشمندان تلاش کرده اند تا ویژگیهایی را مشخص کنند که به کمک آنها برابری جریانی از پرداختهای پولی را با جریانی از مبادلات کالاها و خدمات بیان کنند. هرکدام از آنها تمرکز خود را بیشتر بر روی یکی از متغیرهای معادله متوجه ساختهاند (فرهنگ پالگریو[1]). از آخرین اقتصاددانانی که هرکدام به طریقی متفاوت به بیان این نظریه پرداختهاند میتوان به فریدمن، موریس اله و کاگان اشاره کرد. هرچند میتوان بزرگترین و مهمترین پیام نظریه مقداری پول را رابطه حجم پول و سطح قیمتها دانست، اما نوع، نسبت و اندازه این رابطه، ثبات و متغیر بودن این نسبت و عوامل مؤثر بر آن توسط اقتصاددانان مذکور و طی سالیان درازی بیان و بررسی شدهاست. این موضوع که یک رابطه تابعی باثبات بین تقاضای ماندههای حقیقی و تعداد محدودی از متغیرهای تعیینکننده آن وجود دارد، نکته اصلی رویکرد نظریه مقداری جدید به تحلیل اقتصاد کلان میباشد. اگر تابع تقاضای پول باثبات باشد، آنگاه سرعت گردش پول نیز باثبات خواهد بود و اگر بعضی از این متغیرهای محدود تغییر نمایند، میتوان تغییرات متناظر را پیش بینی کرد. فریدمن نظریه مقداری پول را چنین توصیف می کند:« تعمیم نتیجه تجربی آن است که ماندههای حقیقی مطلوب (در تقاضای پول) معمولا به کندی و به تدریج حرکت می کند یا معمولا ناشی از مجموعه وقایعی است که سلسلهوار به دنبال تغییر اولیه در عرضه پول به وجودمیآیند، در حالی که تغییرات عمده در عرضه اسمی ماندههای حقیقی می تواند مستقل از هر تغییری در تقاضا به وجودآید و غالبا چنین است. نتیجه این است که تغییرات عمده در قیمتها یا درآمد اسمی تقریباً نتیجه تغییرات عرضه اسمی پول است ( راهنمای نوین اقتصاد کلان،ترجمه خلیلی عراقی و سوری، 1383). از آنجا که مطالعات موریس اله در ادبیات اقتصادی داخل کشور، ناشناختهبوده و همچنین مطالعه وی در زمینه نظریه مقداری پول، شامل نکات و پیامهای بسیار ظریفی میباشد، لذا این پژوهش به بررسی و تحلیل دیدگاه موریس اله در زمینه نظریه مقداری پول می پردازد. در این پژوهش با تکیه بر مقاله « بیان مجدد نظریه مقداری پول » موریس اله (1966) سعی شده تا از طریقی متفاوت با کارهای دیگر، به بیان این نظریه و بازبینی پیامهای آن، تفاوت دیدگاه ها در مورد تقاضای پول، مسئله شکل گیری ذهنیت، و ریشه تورم پرداختهشود. در واقع با بررسی عوامل موثر بر تقاضای پول و بهدستآوردن روابط ریاضی بین این متغیرها، نسبت و اندازه رابطه حجم پول و رشد آن با تورم، و همچنین ثبات یا عدم ثبات این نسبت در طول زمان مورد بررسی قرار میگیرد. موریس اله به دنبال مقاله های پیشین خود، در مقاله مذکور، با وارد کردن چند اصل روانشناسی در اقتصاد و بهویژه در حوزه اقتصاد پولی، نظریه مقداری پول را معرفی کرد، آنگاه تفاوتهای این نظریه را با دیگر نظریات پولی در چارچوب نظریه مقداری پول مقایسه کرد. اصول روانشناسی فوق عبارتاند از: اصل موروثی، اصل نسبیتی زمان، و اصل منطقی. 1-اصل موروثی[2]: تقاضای واقعی پول در هر دوره، تابعی از میانگین وزنی نرخهای رشد درآمد ملی اسمی است. 2-اصل نسبیتی[3]: با عنایت به وجود دو مقیاس زمانی فیزیکی و روانشناختی، مقیاس زمانی روانشناختی تابعی از مقیاس زمانی فیزیکی میباشد؛ به طوری که اگر بیانگر مقیاس زمانی روانشناختی و t مقیاس زمانی فیزیکی باشد، رابطه زیر برقرار است: (1-1) به عبارت دیگر درک ذهنی افراد از زمان، تابعی از واقعیت فیزیکی زمان است. 3-اصل منطقی[4]: تقاضای واقعی پول، تابع لاجیت (لجیستیک)[5] از میانگین وزنی نرخ رشد درآمد ملی اسمی است. نتایج حاکی از این است که در هر زمان معین، یک رابطه نسبی بین سطح قیمتها و مقدار پول برقرار است. اما ضریب این نسبت ثابت نیست، بلکه مقدار آن در هر زمان به نرخهای رشد مخارج اسمی کل گذشته بستگی دارد. همچنین سرعت گردش پول ثابت نمی باشد، اما تابع ثابتی از نرخ رشد مخارج اسمی کل است. 3-1- اهداف پژوهش اهداف این پژوهش عبارت اند از: 1- تحلیل تقاضای پول از نظر موریس اله. 2- تحلیل سرعت گردش پول از نظر موریس اله. 3- مقایسه مقادیر حجم اسمی پول و تقاضای واقعی پول به دست آمده از طریق الگوی نظری با مقادیر مشاهدهشده حجم اسمی پول و تقاضای واقعی پول در اقتصاد ایران. 4-1- فرضیه ها (سوالات پژوهش) 1- تقاضای واقعی پول تابع نرخ رشد مخارج اسمی کل است. 2- سرعت گردش پول تابع نرخ رشد مخارج اسمی کل است. 3- مقادیر حجم اسمی پول و تقاضای واقعی پول بهدستآمده از طریق الگوی نظری بیشتر از مقادیر مشاهدهشده حجم اسمی پول و تقاضای واقعی پول در اقتصاد ایران میباشد. [1] Palgrave dictionary [2] Hereditary Postulate [3] Relativistic Postulate خرید اینترنتی فایل متن کامل : [4] Logistic Postulate [5] Logistic Function [1] . Stationary
فرم در حال بارگذاری ...
[جمعه 1400-05-08] [ 05:00:00 ق.ظ ]
|