شتاب دهنده استارت آپ ها



جستجو


آخرین نوشته ها :

 



عامل دیگر که در بروز رفتارهای پرخطر ترافیکی تصادفات و معضلات ترافیکی نقش دارند می‌توان به توانایی افراد در درک خطر اشاره کرد. توانایی درک خطر یک مهارت شناختی است و به طور کلی تحول آن وابسته به تحول شناخت است. اهمیت و ظرفیت شناختی و توانایی بازداری توجه از انحراف به عامل های نامربوط و حواس پرت کننده برای رشد مهارت درک خطر افراد در مطالعات طبیبی و ففر[۵] (۲۰۰۳ ،۲۰۰۷) مورد تأیید قرار گرفت. درک خطرات اشاره به توانایی راننده به درک و بازشناسی خطر در حال ظهور در خیابان دارد که راننده را مجبور می‌کند سرعت یا جهت حرکتش را تغییر دهد. توانایی درک خطر مستلزم توانایی، وارسی و درک موقعیت بالقوه خطرناک در لحظه و توانایی پیش‌بینی ترافیکی است؛ اینکه چگونه موقعیت ترافیکی تغییر می‌یابد (مسون، ۲۰۰۳). در ابتدای یادگیری رانندگی در افراد مبتدی نسبت به باتجربه‌ها از لحاظ توانایی در درک خطر ضعیف هستند، درک خطر را می توان آموزش داد و به طور معکوسی با میزان تصادف در ارتباط است.

 

با توجه به نتایج تحقیقات که تجربه، توانایی درک خطر و نگرش نسبت به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی بر بروز رفتارهای پرخطر ترافیکی اثر می‌گذارد دو سوال در پژوهش حاضر مطرح شد؟ سوال اول: آیا رفتارهای پرخطر ترافیکی، درک خطرات ترافیکی و نگرش در دو گروه رانندگان مبتدی و باتجربه متفاوت است؟ سوال دوم پژوهش: آیا آموزش موجب افزایش درک خطر، بهبود نگرش به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و کاهش میزان رفتار پرخطر ترافیکی در رانندگان مبتدی می شود؟

 

ضرورت و اهمیت پژوهش

 

تصادفات ترافیکی یکی از معضلاتی است که اکثر کشورهای دنیا بدان گرفتارند و هر ساله میزان زیادی از مرگ و میرها به علت این تصادفات ایجاد می شود و گاه اثرات جبران ناپذیری را به بار می آورد. این در حالی است که بسیاری از این معضلات با آموزش و ایجاد نگرش صحیح در افراد نسبت به پدیده ی رانندگی را می توان کاهش داد. یکی از گروه‌هایی که وظیفه خطیر این آموزش و سبب شناسی آن را بر عهده دارند روانشناسان هستند.

 

اضطراب مسافرت، افسردگی، اضطراب کلی، اختلالات خواب، ترس مرتبط با تصادف، عصبانیت و رفتارهای پرخاشگرانه هیجانی از پیامدهای گزارش شده در افراد بعد از تصادفات ترافیکی می‌باشد (الیس و همکاران[۶]، ۱۹۹۸). ‌آسیب‌های ترافیکی نه تنها بر فرد آسیب دیده بلکه بر خانواده او نیز اثرات فیزیکی و روانشناختی به همراه دارد (اورشن و همکاران، ۲۰۰۹). در پژوهش بریانت و همکاران[۷](۲۰۰۴) مشاهده شد که نشانه های اختلال استرس پس از سانحه در ۸۴ درصد مادران و افزایش سطح برانگیختگی به همراه تجربه دوباره سانحه در ۸۱ درصد از موارد وجود داشت. سه چهارم مادران احساس ترس شدیدی را تجربه می‌کردند و نیمی از آن ها می­ترسند که کودکانشان ممکن است شدیداًً آسیب دیده باشند و یا کشته شده باشند.

‌بنابرین‏ بررسی این که چه عوامل انسانی بر بروز رفتارهای پرخطر رانندگی و احتمالاً تصادف تاثیر گذارند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همچنین، در ایران خلاء تحقیقاتی در زمینه مقایسه ادراک خطر، رفتار پرخطر رانندگی و نگرش در افراد مبتدی و باتجربه و ارائه آموزش­­های مبتنی بر رویکردهای روانشناختی به رانندگان مبتدی وجود دارد.

 

اهداف پژوهش

 

هدف کلی:

 

ارزیابی رفتارهای پرخطر ترافیکی، توانایی درک خطرات ترافیکی و نگرش در دو گروه رانندگان مبتدی و با تجربه و بررسی اثربخشی آموزشی بر درک خطر، نگرش و رفتارهای پر خطر ترافیکی رانندگان مبتدی.

 

فرضیه های پژوهش

 

میزان رفتارهای پرخطر رانندگی در رانندگان مبتدی و باتجربه به طور معناداری متفاوت است.

 

میزان درک خطرات رانندگی در رانندگان مبتدی به طور معناداری کمتر از رانندگان باتجربه است.

 

میزان نگرش مثبت به رعایت قوانین رانندگی در رانندگان مبتدی نسبت به باتجربه به طور معناداری کمتر است.

 

میزان رفتار پرخطر ترافیکی در گروه آزمایش پس از ارائه آموزش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کمتر است.

 

میزان درک خطرات ترافیکی در گروه آزمایش پس از ارائه آموزش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بیشتر است.

 

میزان نگرش مثبت در گروه آزمایش پس از ارائه آموزش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بیشتر است.

 

تعاریف نظری و عملی متغیرها

 

تعاریف نظری

 

درک خطر: درک خطر قضاوت ذهنی است که فرد ‌در مورد ویژگی‌ها و شدت یک خطر انجام می‌دهد (هورسویل[۸] و مک­کنا[۹]، ۱۹۹۹).

 

نگرش: یک گرایش روانشناسی می‌باشد که به وسیله ارزیابی یک رفتار ویژه با درجه‌ای از طرفداری کردن یا طرفداری نکردن مشخص می‌شود. شامل مؤلفه‌ های زیر می شود (آیزن، ۱۹۹۱، ۱۹۸۸).

 

عقاید رفتاری: نتایج درک شده از یک رفتار می‌باشد.

 

ارزیابی نتایج: ارزیابی نتایج درک شده از یک رفتار می‌باشد.

 

هنجارهای انتزاعی: فشار اجتماعی درک شده برای انجام دادن یا ندادن یک رفتار مشخص می‌باشد.

 

عقاید هنجاری: درک ترجیهات اشخاصی می‌باشد که برای فرد مهم هستند مبنی بر اینکه آیا شخص باید رفتار مورد نظر را انجام دهد.

 

انگیزه برای تطابق: اندازه ای که یک فرد احساس می‌کند تمایل دارد تا رفتارش را با انواع مختلف فشار اجتماعی تطبیق کند.

 

کنترل رفتاری درک شده: درک درباره اینکه چقدر انجام دادن یک رفتار آسان یا مشکل می‌باشد.

 

عقاید کنترلی: عقیده درباره اینکه احتمال دارد که شخص منابع و فرصتهایی در اختیار داشته باشد

 

که به نظر می‌رسد برای انجام دادن آن رفتار لازم می‌باشد.

 

قصد: انگیزه شخص در حسی از برنامه آگاهانه اش می‌باشد که کوشش می‌کند تا یک رفتار را انجام دهد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:21:00 ب.ظ ]




۲-۲-۱ نظریه هوش چندگانه گاردنر

 

یکی از این دیدگاه ها، نظریه هوش چندگانه است که توسط هاوارد گاردنر، روا نشناس دانشگاه هاوارد، ارائه گشته است. بر طبق این نظریه، دیدگاه های روان سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه اش را نخستین با در کتاب قاب های ذهنی: نظریه هوش چند گانه در سال۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع مهمی نیز به عنوان هوش هستی گرا وجود داشته باشد (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۳).

 

۲-۲-۲ هوش تصویری – فضایی

 

کسانی که هوش تصویری – فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت یابی خوبی دارند و با نقشه ها، نمودارها، عکس ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند. لذت بردن از خواندن و نوشتن، مهارت در درست کردن پازل و تشخیص راحت الگوها از ویژگی های این نوع هوش می‌باشد (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۳).

 

۲-۲-۳ هوش کلامی- زبانی

 

کسانی که هوش کلامی – زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند. توانایی در توضیح دادن مسائل، استفاده از شوخ طبعی به هنگام بیان داستان ها و مهارت در مباحثه یا صحبت های متقاعد کننده از ویژگی های این نوع هوش می‌باشد (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۴).

 

۲-۲-۴ هوش منطقی – ریاضی

 

کسانی که هوش منطقی – ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط والگوها علاقه مندند. برخی از ویژگی های این هوش عبارتند از: مهارت زیاد در حل مسئله، علاقه مندی به انجام آزمایش های علمی (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۴).

 

۲-۲-۵ هوش اندامی – جنبشی

 

کسانی که هوش اندامی – جنبشی بالایی دارند در حرکت های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند. مهارت در ورزش و رقص، لذت بردن از ساختن چیزها با دست و هماهنگی فیزیکی عالی برخی از ویژگی های این هوش است (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۵).

 

۲-۲-۶ هوش موسیقیایی

 

کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگ سازی مهارت دارند. لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی و توانایی به خاطرسپردن آهنگ ها و ملودی ها از ویژگی های این نوع هوش می‌باشد (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۵).

 

۲-۲-۷ هوش میان فردی

 

کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آ نها قوی هستند. این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند. از ویژگی های این هوش عبارتند از: مهارت در برقراری ارتباط کلامی، مهارت در ارتباط غیرکلامی و ایجاد روابط مثبت با دیگران (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۵).

 

۲-۲-۸ هوش درون فردی

 

کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانایی‌های فردی خود لذت می‌برند. از ویژگی های این هوش می توان از مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود و خودآگاهی زیاد نام برد (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۶).

 

۲-۲-۹ هوش طبیعت گرا

 

هوش طبیعت گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت گرای بالایی هستند. سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه مندند. این افراد به سرعت از جزئی ترین تغییرات در محیط شان آگاه می‌شوند. علاقه مند به موضوعاتی از قبیل گیاه شناسی، زیست شناسی و جانورشناسی، مهارت در رده بندی و فهرست بندی اطلاعات و بی علاقگی به یادگیری موضوعات بی ارتباط با طبیعت از ویژگی های این هوش می‌باشند (گلمن ۱۳۸۹، ۱۷۶).

 

۲-۳- انواع هوش از دیدگاه مدیریت

 

۲-۳-۱ هوش فرهنگی

 

هوش فرهنگی نوعی بدیع از هوش است که ارتباط بسیار زیادی با محیط های کاری متنوع فرهنگی دارد. پیترسون هوش فرهنگی را استعداد به کارگیری مهارت ها و توانایی ها در محیط های مختلف تعریف می‌کند. آمارها نشان می‌دهد که بسیاری از ورشکستگی های تجاری هنگامی رخ می‌دهد که افراد از فرهنگ های مختلف درک درستی ندارند. در فرهنگ های مختلف و حتی در خرده فرهنگ ها در درون یک فرهنگ ملی طیف وسیعی از احساسات و عواطف وجود دارد. به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، سیاست ها و بسیاری خصوصیات دیگر می‌تواند به عنوان منابع تعارض بالقوه ظهور کند و در صورت نبودن درک صحیح، توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجه سازد. در اقتصاد جهانی رو به رشد امروزی، روش های امکان پذیر برای مدیریت اثربخش افراد بسیار زیاد می‌باشد که استفاده از هر کدام از این روش ها بستگی به فرهنگ افراد مورد مطالعه دار د. در واقع درک رفتار افراد نیاز به تشخیص دقیق محیط فرهنگی کار دارد. پروفسور سون انگ از جمله صاحب نظرانی است که حول متغیرهایی چون متغیر شناختی – فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در ۴ بعد استراتژی، دانش، انگیزش و رفتار هوش فرهنگی را برای تبیین هوش فرهنگی پیشنهاد کرد. استراتژی هوش فرهنگی بدین معنا است که فرد چگونه تجربیات میان فرهنگی را درک می‌کند. این استراتژی بیانگر فرایندهایی است که افراد برای کسب و درک دانش فرهنگی به کار می‌برند. این امر زمانی اتفاق می افتد که افراد ‌در مورد فرایندهای فکری خود و دیگران قضاوت می‌کنند. دانش هوش فرهنگی بیانگر درک فرد از تشابهات و تفاوت‌های فرهنگی است و جنبه دانشی هوش فرهنگی مانند شناخت سیستم های اقتصادی و قانونی، هنجارهای تعامل اجتماعی، عقاید مذهبی، ارزش های زیبایی شناختی و زبان دیگر می‌باشد. انگیزش هوش فرهنگی میزان علاقه فرد را برای آزمودن فرهنگ های دیگر و تعامل با افرادی از فرهنگ های مختلف نشان می‌دهد. این انگیزه شامل ارزش درونی افراد برای تعاملات چند فرهنگی و اعتماد به نفسی است که به فرد این امکان را می‌دهد تا در موقعیت های فرهنگی مختلف به صورتی اثربخش عمل کند. رفتار هوش فرهنگی، قابلیت فرد برای سازگاری با آن دسته از رفتارهای کلامی و غیرکلامی را در بر می‌گیرد که برای برخورد با فرهنگ‌های مختلف مناسب هستند (رحیم نیا و دیگران ۱۳۸۸، ۶۹).

 

۲-۳-۲ هوش سازمانی

 

در رابطه با هوش سازمانی؛ هووارد گاردنر محقق و روانشناس دانشگاه هاروارد ادعا می‌کند؛ همان گونه که انسان ها از هوش چندگانه ای برخوردارند، سازمان‌ها نیز هوش های متعددی دارند. هوش سازمانی توجه سازمان را به سمت موضوعات مرتبط با اثربخشی سوق داده و سازمان‌ها را در به کارگیری نیروهای بالقوه خود یاری می‌دهد. چوی (۱۹۵۵) هوش سازمانی را یک فرایند یادگیری که شامل توسعه رفتار انطباقی با بهره گرفتن از درک و حافظه سازمانی است، تعریف می‌کند. آلبرخت[۲۳] (۲۰۰۳) هوش سازمانی را قابلیت سازمان برای تحرک بخشیدن به تمامی توانایی‌های ذهنی خود و متمرکز کردن این توانایی ها در جهت تحقق رسالت سازمان بیان می‌کند.

 

آلبرخت هوش سازمانی را دارای هفت مؤلفه‌ می‌داند که هر کدام از آن ها عبارتند از:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




 

نه تنها ائمه اطهار علیهم السّلام بلکه افرادی متّقی نظیر سلمان فارسی و لقمان نیز با این صفت یاد گردیده اند. «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ سَلْسَلٌ یَمْنَحُ الْحِکْمَهَ وَ یُؤْتِی الْبُرْهَان[۳۰]، … (سلمان) آب گوارایی است که حکمت می بخشد و برهان می‌دهد» (بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۲۹۱، به نقل از مفاتیح نوین، ص ۴۵۸). «یَا مُؤْتِیَ لُقْمَانَ الْحِکْمَه، ای که به لقمان حکمت عطا کردی» (دعای مشلول، ص ۱۲۵) و در دعایی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکمت و جریان یافتن آن بر زبان برای انسان ها درخواست شده است: « وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَه، و استوار کن زبان های ما را به درستگویی و حکمت» (ص ۲۰۰) و تقاضای حکمت از پروردگار، به ایشان آموزش داده شده است: « وَ أَنْ تَمْلأ … سَمْعِی نُورَ الْحِکْمَه، و دیگر آن که پر کنی … گوشم را با نور فرزانگی و حکمت» (زیارت صاحب الامر علیه السلام، ص ۵۰۶). پس: «حکمت، علمی است که می توان با آن، هم در حیطه اندیشه و هم در حیطه عمل، به واقع و حق نائل شد. عقلِ نهادی با علم می بالد و از این رو قرار دادن انسان در مسیری که در آن به علمی راست بین (حکمت) دست یابد، به منزله شیوه ای برای تربیت عقلانی اوست» (باقری، ۱۳۸۷، ص ۲۰۸). همان گونه که دوانی (۱۳۷۳) می‌گوید: «حکمت بالغه را می توان از طریق بینش عقلانی و نیز شهود عرفانی به دست آورد» (ص ۱۶). حکمت موجب می شود که انسان بتواند بین کشش های الهی و شیطانی فرق قائل شده به «فرقان» دست یابد و با انتخاب صحیح به سلامت در ساحل سعادت لنگر اندازد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ب).

 

آموزه های تربیتی

 

خداوند حکیم است و علاوه بر آن که به حقایق اشیاء و امور آگاهی کامل دارد، هر فعلی نیز که از او سر می زند همگی راست و درست، متین و استوار است. برای هر عملی که از پروردگار صادر گردیده است، دلیل متقن و محکمی وجود دارد « لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُون » (انبیاء: ۲۳). به همین دلیل است که استفاده از حواس و درک آفریده های الهی و غور در آن ها و یافتن دلایل موجود و مصلحت اعمال پروردگار، می‌تواند انسان را به خداوند نزدیک تر گرداند و همین هدفمند بودن هستی، از دلایل اثبات وجود پروردگار می‌تواند باشد.

 

خداوند حکیم، جهان آفرینش را هدفمند آفریده است که به سوی مقصد از پیش تعیین شده ای در حال حرکت است و این حکمت در تار و پود همه مخلوقات، ساری و جاری است. دعوت انسان ها به دقّت در اسرار آفرینش، گامی استوار در جهت شناساندن پروردگار و ایجاد ایمان و یقین نسبت به او در افراد بشر است.

 

هنگامی که ظرافت های حکمت در آفرینش بیان می‌شوند و با دقّت در موجودات، اسرار آفرینش آن ها کشف می شود، هدفمند بودن خلقت و وجود خالقی حکیم به اثبات می‌رسد و هر چه بیشتر در رموز خلقت تفکّر گردد به تقویت ایمان و یقین کمک می شود و در قلبی که ایمان جایگزین شد، حکمت و علم راستین لانه گزیده و در عمران زندگانی، وی را یاری خواهد رسانید.

 

خداوند، قرآن حکیم را برای راهنمایی عالمیان فرو فرستاد که این کتاب ارجمند، سراسر حکمت و دانش راستین است. قرآن، انسان ها را با حقایق امور آشنا می‌سازد و ایشان را در صحیح انجام دادن اعمال راهنمایی می کند و تدبر در آن روشی برای دریافت حکمت است: «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ‏نَظَرِی فِیهِ عِبَادَهً وَ قِرَاءَتِی فِیهِ فِکْرا وَ فِکْرِی فِیهِ اعْتِبَارا وَ اجْعَلْنِی مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَیَانِ مَوَاعِظِکَ فِیهِ وَ اجْتَنَبَ مَعَاصِیَکَ وَ لا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِی عَلَى سَمْعِی وَ لا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِی غِشَاوَهً وَ لا تَجْعَلْ قِرَاءَتِی قِرَاءَهً لا تَدَبُّرَ فِیهَا بَلِ اجْعَلْنِی أَتَدَبَّرُ آیَاتِهِ وَ أَحْکَامَهُ آخِذا بِشَرَائِعِ دِینِکَ وَ لا تَجْعَلْ نَظَرِی فِیهِ غَفْلَهً وَ لا قِرَاءَتِی هَذَرا إِنَّکَ أَنْتَ الرَّءُوفُ الرَّحِیمُ، خدایا پس قرار ده نظر مرا درآن عبادت و قرائتم را در آن از روی اندیشه و فکرم را در آن عبرت آور و بگردانم از کسانی که پند گیرد به بیان پندهای تو در آن، و از معصیتهایت دوری کند و مهر مزن هنگام خواندنم بر گوش من و مینداز بر دیده­ام پرده و مگردان خواندنم را خواندنی که تدبر در آن نباشد بلکه چنانم کن که تدبر کنم در آیات و احکامش و در بر گیرم دستورات دین تو را و قرار مده نظر مرا در آن نظر بی خبری و نه قرائتم را بیهوده که براستی تو رؤوف و مهربانی» (اعمال مخصوص شب اول ماه رمضان، ص۷۷۴). سخنان حکیمانه قرآن، مرهم دل های خسته انسان هاست و اگر وجود تشنه آنان به چشمه زلال وحی متّصل شود، و لذّت نوشیدن و سیراب گشتن از جام نوشین پروردگار به آن ها چشانده شود، آن را رها نخواهند نمود و از علوم یقینی آن جان را صفا خواهند داد. از طرفی «امام علی علیه السلام نخستین اقدام خود را در امر تربیت فرزند خویش – امام حسن علیه السلام – آموزش قرآن و معارف و احکام آن بیان می نمایند» (همت بناری، ۱۳۷۸). پس آشنا کردن فطرت حکمت­جوی انسان ها با سرچشمه حکمت ها، از لوازم تربیت اسلامی است و روخوانی، تفسیر و ترجمه قرآن کریم به صورت الزامات دروس در مطالب آموزشی در خواهد آمد.

 

معلّم باید دانش آموزان را تشویق به تحلیل موضوعات درسی و تعمق در آن ها بنماید. «هر که از سخنان حکیمان پرده بردارد از حقایق (و معارف پنهان) آن ها سودمند گردد» (رسولی محلاتی ، ۱۳۷۸ الف ، ص ۲۸۹).

 

خداوند حکمت را به بندگانش نیز عطا می فرماید و هر کدام را به شرط فراهم آوردن شرایط لازم از نعمت حکمت به اندازه ظرفیت وجودی وی، برخوردار می کند. مربّی باید در تمام مراحل آموزش و پرورش این نکته را از نظر دور ندارد که: «تمام خلقیات، چه فطری و چه اکتسابی، قابل اصلاح و تغییرند. آموزش انضباط و تنبیه[۳۱] منظم، چنان که تجربه نیز ثابت ‌کرده‌است، می‌تواند انسانی شریر را به انسانی متقی بدل سازد، از این راه می توان شرّ را سخت کاهش داد، و یا یکسره از میان برد. از آن جا که از پیش هرگز نمی توان گفت که یک شرّ خاص تا چه حد در مقابل اصلاح و تغییر مقاومت می‌کند، شرط عقل و دین هر دو این است که نهایت کوشش خود را برای اصلاح به کار بریم» (دوانی، ۱۳۷۳، ص ۱۷). پس در آموزش حکمت به انسان ها نیز باید این نکته را مد نظر داشت که انسان ها قابلیت آموزش و اصلاح و رسیدن به کمال مطلوب را دارا می‌باشند و یادگیری و یاد دادن حکمت جزء تکالیف انسان قرار خواهد گرفت.

 

در سخنان اهلبیت علیهم السّلام روش­هایی برای اخذ حکمت معرفی شده است. معلّم باید به وسیله روش‌ها و ایجاد زمینه ها برای انتقال حکمت، آن را آموزش داده و شاگردان را به حکمت و راه های اخذ آن آشنا گرداند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:28:00 ب.ظ ]




 

۲-۱۳ اقلام تعهدی

 

مدیریت حسابداری سود از طریق انتخاب روش‌ها و برآوردهای حسابداری انجام می‌شود. استفاده از اقلام تعهدی برای مدیریت سود توسط مدیران بسیار رایج است. اقلام تعهدی تفاوت بین سود شرکت و جریان های نقدی عملیاتی آن است. اقلام مذکور، زاییده سیستم حسابداری تعهدی است.

 

اقلام تعهدی بر خلاف اقلام نقدی با درجه ای از ذهنی بود همراه است که امکان دستکاری آن ها را فراهم می‌کند (بولو، حسنی، فراهانی، ۱۳۹۱، ص۱۲۰).

 

اقلام تعهدی + جریان وجوه نقد عملیاتی= سود حسابداری

 

اقلام تعهدی قابل تفکیک به دو جزء اختیاری و غیر اختیاری هستند. در حالی که اقلام تعهدی غیراختیاری بواسطه مقررات، سازمان ها و دیگر عوامل خارجی، محدود می‌شوند، اقلام تعهدی اختیاری قابل اعمال نظر توسط مدیریت هستند (استا، قیطاسی، ۱۳۹۱، ص۹۰). به بیان دیگر، اقلام تعهدی اختیاری به دلیل آزادی عمل مدیران بیشتر در معرض دستکاری سود قرار می گیرند و مدیران می‌توانند در چارچوب استانداردها بر اساس روش ها و ابزارهای حسابداری آن ها را کم و یا زیاد کنند. در صورتی که دستکاری در اقلام تعهدی غیر اختیاری به دلایلی که گفته شد، بسیار دشوار یا غیرممکن می‌باشد. همچنین کل اقلام تعهدی می‌تواند به اجزای مختلفی تجزیه شود.

 

برخی از اجزای اقلام تعهدی عبارتند از: اقلام تعهدی ناشی از تغییر در حساب های دریافتنی، حساب های پرداختنی، دارایی های ثابت و حجم موجودی های کالا است. تقریبا در توانایی مدل های مربوط به اندازه گیری مدیریت سود از جمله مدل جونز و مدل های تعدیل شده ی آن، برای تفکیک اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری اطمینان قطعی و بالایی وجود ندارد. اگر طبقه بندی اقلام به صورت اشتباه صورت گیرد، به طور قطع نتایج پژوهش به صورت صحیحی ارائه نخواهد شد. به همین دلیل در این پژوهش از این نوع طبقه بندی اقلام تعهدی استفاده نشد.

 

۲-۱۴ بورس اوراق بهادار

 

منظور از واژه ی بورس، یک بازار اقتصادی است که به عنوان واسطه ی مبادله و معامله فعالیت می کند. بازار بورس اوراق بهادار یکی از مهم ترین اجزای بازار سرمایه می‌باشد.

 

بورس اوراق بهادار یک بازار متشکل و رسمی سرمایه است که در آن خرید و فروش سهام یا اوراق قرضه دولتی یا مؤسسات معتبر خصوصی، تحت ضوابط، قوانین و مقررات خاصی انجام می شود. مشخصه مهم بورس اوراق بهادار، حمایت قانونی از صاحبان پس انداز و سرمایه های راکد و الزامات قانونی برای متقاضیان سرمایه است (جهانخانی و مرادی ۱۳۷۵). لزوم استقرار و اجرای مستمر کنترل‌های داخلی در شرکت ها و مناسب بودن سیستم حسابداری و گزارشگری مالی آن ها که به عنوان بخشی از سازو کارهای نظام حاکمیت شرکتی محسوب می‌شود، در حال حاضر به عنوان الزامی برای پذیرش شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار تهران تبدیل شده است. در ایران نیز مانند سایر کشور ها برای حمایت از حقوق سرمایه گذاران و توسعه ی بازار اوراق بهادار، سازمان بورس اوراق بهادار به موجب قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۴ تشکیل شد.

 

۲-۱۵ پژوهش های خارجی مرتبط با این پژوهش

 

نورمن صالح و همکاران (٢٠٠۵) تحقیقی راجع به «مدیریت سود و ویژگی های هیئت مدیره در مالزی» انجام دادند. آن ها در این تحقیق اثربخشی بعضی از ویژگی های هیئت مدیره برای نظارت بر عملکرد مدیریت با توجه به تمایل مدیران به مدیریت سود را بررسی کردند.نتایج تحقیق آن ها نشان می‌دهد که اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخص مدیریت سود با مالکیت مدیران رابطه معکوسی دارد.اما این رابطه با وجود نقش دوگانه مدیرعامل- رئیس هیئت مدیره از نوع مستقیم است همچنین عامل مدیریت چندگانه در کشف اقدامات مدیریت سود برای مخفی کردن زیان مؤثر است. بررسی ها بیانگر این موضوع است که نسبت استقلال اعضای هیئت مدیره با مدیریت سود در شرکت هایی که در آن ها مدیرعامل، رئیس هیئت مدیره نیز هست، رابطه ی با اهمیتی ندارد.

 

عبدالرحمن[۳۰] و فیروزانا هنیم[۳۱] (٢٠٠۶) در تحقیق خود با عنوان « هیئت مدیره، کمیته حسابرسی،فرهنگ و مدیریت سود در مالزی» اثربخشی وظیفه نظارتی هیئت مدیره، کمیته حسابرسی و مالکیت نهادی را بر کاهش مدیریت سود آزمون کردند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که که مدیریت سود رابطه مستقیمی با تعداد اعضای هیئت مدیره دارد و قومیت بر شدت مدیریت سود اثری ندارد.

 

فرانک یو[۳۲] (٢٠٠۶) در تحقیق خود با عنوان «حاکمیت شرکتی و مدیریت سود» سازوکارهای حاکمیت شرکتی را به دو گروه طبقه بندی کردند. طبقه اول، ساختارهای داخلی شامل تمرکز مالکیت و ساختار هیئت مدیره می‌باشد. طبقه دوم، ساختارهای بیرونی شامل فشار بر تسلط مالکیت و مالکیت نهادی. نتایج این پژوهش نشان داد که شرکت هایی که دارای حاکمیت درونی قوی تری هستند، سود را بیشتر از زمانی دستکاری می‌کنند که شرکت دارای حاکمیت بیرونی قوی تر است. همچنین مدیریت سود تنها به دلیل تضاد میان مالکیت و کنترل نبوده است، و دلیل آن بیشتر ناشی از تضاد میان درون و بیرون مجموعه می‌باشد.

 

صالح و اسماعیل (٢٠٠٨) در پژوهشی با عنوان «نقش کیفیت حسابرسی و سازو کارهای حاکمیت شرکتی در مواجهه با پدیده مدیریت سود در شرکت های تازه خصوصی شده» برای اندازه گیری مدیریت سود از مدل تعدیل شده ی جونز استفاده کردند.نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود در شرکت های مورد بررسی هیچ رابطه ای وجود ندارد. همچنین رابطه ی معکوسی بین استقلال کمیته حسابرسی و تعداد اعضای غیر موظف هیئت مدیره با مدیریت سود مشاهده گردید.

 

۲-۱۶ پژوهش های داخلی مرتبط با این پژوهش:

 

پورحیدری و همتی (١٣٨٣) در تحقیقی اثر قراردادهای بدهی. هزینه های سیاسی. طرح های پاداش و مالکیت را بر مدیریت سود بررسی کردند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که به طور میانگین بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و دستکاری سود ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارند. بررسی ها نشان می‌دهد که با افزایش اندازه شرکت، مدیریت انگیزه بیش تری جهت افزایش سود در جهت ارائه تصویری بهتر از عملکرد خود به سهام‌داران و مسئولین دارند. همچنین نتایج نشان داد که شرکت هایی که از تعداد بیشتری کارمند برخوردار می‌باشند فشارهای سیاسی وارده بر آن ها نیز بیش تر است. در نتیجه مدیریت این گونه واحدها جهت کاهش فشار وارده اقدام به کاهش سود می نمایند. نتیجه آزمون فرضیه های متغیر پاداش و مالکیت حاکی از عدم ارتباط معناداری بین متغیرهای ذکر شده و دستکاری سود بوده است.

 

یزدانیان (١٣٨۶) در پایان نامه ی خود با عنوان «تأثیر حاکمیت شرکتی بر کاهش مدیریت سود» از اقلام تعهدی اختیاری با بهره گرفتن از مدل تعدیل شده جونز به عنوان شاخصی برای تعیین مدیریت سود استفاده کرده‌اند. نتایج تحقیق آن ها نشان می‌دهد زمانی که درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی در شرکت ها بیش از ۴۵% باشد مدیریت سود کاهش می‌یابد. همچنین بین وجود مدیران غیرموظف در ترکیب هیئت مدیره ، عدم وجود مدیر عامل شرکت به عنوان ریس یا نایب رییس هیئت مدیره، وجود حسابرسان داخلی در شرکت ها در ایران و مدیریت سود رابطه معناداری وجود ندارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




 

۳-۸- روش جمع‌ آوری اطلاعات

 

بخش اول مطالعه کیفی است که در این بخش به مطالعه و بررسی پیشینه نظری و پژوهشی مرتبط با صمیمیت در خانواده و شادکامی پرداخته می شود. جهت طراحی چند رسانه ای آموزشی از ادبیات تحقیق مرتبط با صمیمیت در خانواده در کتب، مجلات علمی، پایان‌نامه ها و پایگاه های علمی استفاده خواهد شد.در بخش دوم مطالعه -که کمی است- برای جمع‌ آوری اطلاعات از روش می‌دانی استفاده خواهد شد. در روش می‌دانی جمع‌ آوری اطلاعات ممکن است از طریق مشاهده، مصاحبه و یا پرسشنامه صورت گیرد که ابزار این پژوهش پرسش نامه می‌باشد. در این بخش از روش نیمه تجربی آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل استفاده می شود. بدین صورت که ابتدا دو گروه گواه و آزمایش در معرض یک پیش آزمون قرار می گیرند. ‌به این معنا که پرسش نامه ۲۹ گویه ای شادکامی آکسفورد برای هر دو گروه اجرا می‌گردد. پس از ارائه ی آموزش صمیمیت در خانواده از طریق چند رسانه ای آموزشی طراحی شده برای گروه آزمایش؛ در پایان پس آزمون نیز برای هر دو گروه اجرا می شود و هر دو گروه با هم مقایسه می‌شوند. به عبارت دیگر در بخش نخست روش کتابخانه ای به صورت بررسی مقالات علمی ایران و جهان، بررسی کتب علمی، مشاهده سایت های اینترنتی و منابع الکترونیکی و استفاده از تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه ها مبنا قرار خواهد گرفت. سپس برای جمع‌ آوری داده ها از روش می‌دانی استفاده خواهد شد. روش می‌دانی به روشی گفته می شود که محقق برای گردآوری مطالب و اطلاعات ناچار است به محیط بیرون برود و با مراجعه به افراد یا محیط و نیز برقراری ارتباط مستقیم با واحد تحلیل یا افراد اعم از انسان، مؤسسات، سکونتگاه ها و … اطلاعات مورد نظر خود را گردآوری کند. در واقع محقق باید ابزار سنجش یا ظروف اطلاعاتی خود را به میدان ببرد و داخل در میدان شود، و با مشاهده، مصاحبه، پرسشگری وتصویربرداری آن ها را تکمیل نماید و سپس به محل کار خود برای استخراج، طبقه بندی و تجزیه و تحلیل برگردد.در روش می‌دانی جمع‌ آوری اطلاعات ممکن است طریق مشاهده، مصاحبه و یا پرسشنامه صورت گیرد که ابزار این پژوهش پرسش نامه می‌باشد.

 

۳-۹-شیوه تجزیه وتحلیل داده ها

 

در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از دو فرایند آمار توصیفی و استنباطی استفاده می شود. در بخش آمار توصیفی داده ها از طریق توصیف میانگین واریانس و انحراف استاندارد گزارش داده خواهد شد. در بخش آمار استنباطی در جهت بررسی فرضیه های مطرح شده به شرط محقق شدن پیش فرض های آزمون تحلیل کواریانس از این آزمون آماری استفاده خواهد شدتجزیه و تحلیل اطلاعات با بهره گرفتن از.نرم افزار۲۱ SPSS انجام خواهد شد.

 

فصل چهارم

 

یافته های پژوهش

 

مقدمه

 

پس از جمع‌ آوری داده ها بایستی این داده ها به اطلاعات قابل فهم تبدیل شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و فرضیات تحقیق نیز آزمون شده و تأیید و یا رد شوند؛ موضوعی است که در این فصل به تفصیل به آن‏ها پرداخته شده است.

 

در این فصل ابتدا با بهره گرفتن از جدول ها به تجزیه و تحلیل ویژگی های جمعیت شناختی داده ها پرداخته، سپس با بهره گرفتن از آمار استنباطی، فرضیات تحقیق مورد آزمون قرار می گیرند.

 

داده های توصیفی

 

جداول زیر میانگین و انحراف استاندارد نمرات متغیر های پژوهش را در دو گروه گواه و آزمایش نشان می‌دهد.

 

جدول ۴-۱ میانگین و انحراف استاندارد نمرات متغیر های پژوهش در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر مرحله گروه گواه آزمایش میانگین انحراف استاندارد مینیمم ماکزیمم میانگین انحراف استاندارد مینیمم ماکزیمم نشاط و شادکامی پیش آزمون ۷۹٫۲۷ ۱۸٫۲۳ ۵۷ ۱۱۲ ۸۹٫۲۰ ۲۰٫۷۲ ۵۲ ۱۲۹ پس آزمون ۷۲٫۵۳ ۱۲٫۰۲ ۵۱ ۹۱ ۱۱۳٫۸۰ ۲۱٫۶۶ ۷۰ ۱۳۲ پس آزمون پیش آزمون پس آزمون پیش آزمون پس آزمون پیش آزمون پس آزمون پیش آزمون پس آزمون پیش آزمون پس آزمون پس آزمون ۱۲٫۸۷ ۲٫۲۹ ۹ ۱۶ ۱۹٫۳۳ ۳٫۷۹ ۱۲ ۲۴ خودکارآمدی پیش آزمون ۱۱٫۵۳ ۲٫۴۷ ۹ ۱۶ ۱۲٫۹۳ ۳٫۹۴ ۶ ۱۸ پس آزمون ۱۰٫۲۰ ۲٫۲۴ ۵ ۱۲ ۱۵٫۸۷ ۳٫۲۰ ۹ ۱۹ امیدواری پیش آزمون ۵٫۵۳ ۱٫۴۶ ۳ ۹ ۵٫۷۳ ۱٫۷۹ ۲ ۹ پس آزمون ۴٫۹۳ ۱٫۴۴ ۲ ۸ ۸٫۰۷ ۱٫۴۴ ۵ ۱۰

همان گونه که نتایج جدول فوق نشان می‌دهد، بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت هایی وجود دارد که معنی داری آن ها در آمار استنباطی پیگیری خواهد شد.

 

داده های استنباطی

 

فرضیه اصلی

 

« آموزش صمیمیت در خانواده به شیوه چند رسانه های موجب بهبود نشاط و شادکامی معلمان ابتدایی می‌گردد ».

 

جدول شماره ۴-۲ نتایج آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت عضویت گروهی در متغیر نشاط و شادکامی در مرحله پیش آزمون را نشان می‌دهد.

 

جدول ۴-۲ آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت عضویت گروهی در متغیر نشاط و شادکامی در مرحله پیش آزمون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر گروه میانگین انحراف استاندارد درجه آزادی مقدار تی معناداری (P) نشاط و شادکامی آزمایش ۷۹٫۲۷ ۱۸٫۲۳ ۲۸ ۱٫۳۹- ۰٫۱۷ گواه ۸۹٫۲۰ ۲۰٫۷۲

نتایج جدول فوق نشان می‌دهد که اثر بین گروه گواه و آزمایش در مرحله پیش آزمون تفاوت معنی دار وجود ندارد (P> 0.05) ‌بنابرین‏ می توان گفت که دو گروه در مرحله پیش آزمون در متغیر نشاط و شادکامی با یکدیگر همسان می‌باشند.

 

جدول شماره ۴-۳ نتایج آزمون لوین به منظور بررسی فرض همسانی واریانس ها را نشان می‌دهد.

 

جدول ۴-۳ آزمون لوین به منظور بررسی فرض همسانی واریانس ها در دو گروه گواه و آزمایش در متغیر نشاط و شادکامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر مرحله درجه آزادی یک درجه آزادی دو آزمون لوین معناداری (P) نشاط و شادکامی پس آزمون ۱ ۲۸ ۳٫۳۵ ۰٫۰۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:48:00 ب.ظ ]




 

‌بنابرین‏ عنوان وجود غرر در این عقود مسامحه در تعبیر است. زیرا مبنای اولیه غرر را قانون مدنی اشاره داشته است.[۲۴۷] در حقیقت آنچه اصل و مبناست مقابل علم اجمالی یعنی وجود عدم تفصیلی و فقدان جهل است پس ‌در مورد معامله باید جهل نباشد یعنی(وجود علم تفصیلی) .

 

و در تعریف مورد معامله آمده است : [۲۴۸] مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هریک از طرفین تعهد به تسلیم یا ایفاء آن نموده اند.

 

‌بنابرین‏ ریسک را بایددر بستر مبنای پذیرفته شده حقوقی و فقهی بررسی نمود نه در بستر اجتماعی و الزامات بازار های مالی پس ریسکی در قانون مدنی پذیرفته شده است ریسک اقتصادی ناشی از عقد صحیح می‌باشد ، یعنی عقودی که مطابق اصول پذیرفته شده حقوقی، منعقد شده باشد و در حصول منفعت یا زیان تردید باشد زیرا استبعادی نیست که در قراردادی که صحیحاً (یعنی معلوم و معین) واقع شود و طرفین ریسک ناشی از سود و زیان آن را بپذیرند.

 

نتیجتاً ریسک از دو منظر مورد امعان نظر قرارداد :

 

۱-ریسک در ماهیت ارکان قرارداد

 

۲-ریسک امکان حصول سود و زیان ناشی از قرارداد

 

بدین ترتیب طرفین همان گونه که نمی توانند ریسک در ماهیت ارکان قرارداد را تحمل نمایند می‌توانند ریسک ناشی از اثر قرارداد را در چارچوب تعریف قانونی بپذیرند.

 

‌بنابرین‏ نمی توان اعطای ریسک معاملاتی را بر مبنای حاکمیت اراده و آزادی قراردادی بررسی نمود بلکه باید مبنای تفسیر اراده را قانون و اصول مسلم قرارداد برهمین مبنا همان گونه که برخی از حقوق ‌دانان اشاره داشته اند [۲۴۹]، اصل حاکمیت اراده به وسعتی که فردگرایان می گفتنددر حقوق ما مورد قبول قرار نگرفته است و قانون‌گذار امکان بازرسی در انعقاد و آثار قرارداد را برای خودمحفوظ نگه داشته است. همان گونه که در ماده ۲۸۸ ق.م آمده است :«مفاد سند در صورتی ‌معتبر است که مخالف قوانین نباشد.» و همچنین موانع آزادی قراردادی به قانون منحصر نمی شود و همه مصالح و ارزش های اجتماعی نیز که در قانون نیامده نیز ممکن است مانع نفوذ عقد باشد.

 

نتیجتاً : اینکه ریسک های موجود در قرارداد را باید بر دو عنوان مورد ارزیابی قرار داد.

 

۱-ریسک معاملاتی : ریسکی است که متعاقدین قرارداد در ماهیت ارکان عقدمتحمل می‌شوند یا آن را بر عهده طرف دیگر می نهند که افاده جهل از آن ثابت خواهد بود و این همان جهلی است که قانون از نهی نموده است که نتیجه این ریسک ایجاد ماهیت ظنی در عقد است.

 

۲-ریسک اقتصادی: ریسکی است که متعاقدین قرارداد در اثر ایجاد صحیح ارکان عقد به اقتضای جهت معامله ممکن است متحمل گردند، که اصولاً روند معمول بازار یا نوسانات موجود در بازار در شدت و ضعف این ریسک دخیل می‌باشد در این نوع ریسک ایجاد ماهیت ارکان عقد قطعی و نتیجه (سود –زیان) ظنی باشد. حال محل مناقشه این است که در قرارداد اختیار معامله، قیمت اختیار در برابر حق اعمال اختیار مبادله می گرددبراساس یک اراده مطلق در اعمال حق یعنی اینکه از زمان انعقاد قراردادتا زمان سررسیدصاحب اختیار بتواند هر موقع حق خویش را اعمال کند و آنچه مورد ریسک قرار گرفته است بعض معامله است نه قسمتی از اثر وضعی قرارداد حال مناقشه نیز در همین قسمت ازقرارداد اختیار معامله است زیرا نکته متبادر به ذهن این است که این شرط مجهول اعمال اختیارجزیی از ارکان عقد می‌باشد که تلقین عنوان غرر را در تقویت می کند.

 

از سوی دیگر بعد از آنکه به مبنای پذیرش ریسک و بررسی مناقشات ان پرداختیم لازم است در باب قیاس صورت گرفته بین اختیار معامله آمریکایی با بیع خیاری نیزنکاتی را مورد توجه قراردهیم.اشاره شده است که بین اختیار معامله آمریکایی از نظر دقیق نبودن زمان اعمال اختیار با بیع خیاری شباهت کامل وجود دارد. با این تفاوت که اعمال اختیار در بیع خیاری برای انحلال عقد است ، در حالی که اعمال خیار در اختیار معامله آمریکایی برای انعقاد قرارداد می‌باشد.در فقه در باب خیار شرط آمده است : خیار شرط عبارت است از تسلط دارنده و حق خیار بر فسخ عقد به سبب شرط کردن خیار برای خود در عقد.[۲۵۰]همچنین شرط کردن خیار یعنی اختیار فسخ یا امضای معامله در عقد موجب ثبوت حق خیار برای کسی می شود که این حق برای او قرار داده شده است.[۲۵۱]

 

در باب شرایط خیار شرط فقها معتقدند که خیار شرط به لحاظ زمان ، حد معینی ندارد بلکه هر مدت از زمان کوتاه باشد یا طولانی جایز است در عقد شرط شود و نیز جایز است آغاز زمان تعیین شده متصل به عقد باشد یا منفصل از آن ، اما باید معین باشد به گونه ای که احتمال کاهش یا افزایش آن نرود وگرنه هم شرط باطل است هم عقد اما مشهور قدما شرط کردن خیار بدون ذکر مدت را صحیح و مدت خیار را در این صورت تا سه روز داشته اند.[۲۵۲]

 

قانون مدنی در ماده ۳۹۹ مقرر می‌دارد : در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا فروشنده یا هر دو یا شخص ثالث اختیار فسخ معامله باشد.

 

ماده ۴۰۱ ق.م مقرر می‌دارد : اگر برای خیار شرط مدت معین نشده باشد هم شرط خیار و هم عقد باطل است.

 

اما بین اختیار معامله آمریکایی و خیار شرط تفاوت وجود دارد. زیرا خیار شرط در ۲ صورت مفروض است : ۱- منفصل از عقد ۲- متصل به عقد

 

در هر دو صورت یک زمان مشخص از اراده طرفین متعین است و تفاهم عرف این مدت را درک و آن تصدیق می کند و شرایط ماده ۴۰۱ ق.م نیز در آن لحاظ شده است. اما در اختیار معامله آمریکایی از زمان انعقاد تا زمان سررسید به جای تعیین یک زمان مشخص از لفظ هر زمانی استفاده می ‌شود اما واژه هر زمانی در مقابل یک زمان مشخص است و این امر منهی قانون‌گذار است ، همان گونه که در ماده ۴۰۱ ق.م به آن اشاره شده است. ‌بنابرین‏ لفظ هر زمانی خود افاده جهل به زمان مشخص را اعتبار ‌کرده‌است یعنی اراده مطلق دارنده اختیار که در بیع خیاری حقیقتاً این اراده مطلق وجود ندارد.

 

    1. – الجوهری، ابونصر، الصحاح اللغه و صحاح العربیه، ج ۲، ص ۷۶۸٫ ↑

 

    1. -ابن اثیر، ابوالسعادت، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ج ۳، ص ۳۵۵٫ ( و فیه انه نهی عن بیع الغرر هو ماکان ظاهر یغرالمشتری و هو باطن مجهول ). ↑

 

    1. – نراقی، ملا احمد، عوائد الایام، ج ۱، ص ۳۰٫ ↑

 

    1. – الاملی، محمد تقی، المکاسب و البیع، تقریر المیرزانائینی، ج ۲، ص ۴۶۸ ↑

 

    1. – سوره نساء،: آیه ۲۳٫ (یا ایها الذین آمنو لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجارﮤ ممن تراض منکم). ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:58:00 ب.ظ ]




 

علاوه بر تعاریف فوق باید یادآور شد که حدنگاری یا همان کاداستر از یک سو مفهوم فنی دارد و از سوی دیگر مفهوم حقوقی. مفهوم حقوقی نیز از تعاریف محدود یا وسیع برخوردار است که در ذیل به آن ها پرداخته می‌شود.

 

۱٫ مفهوم فنی

 

منظور از مفهوم فنی نقشه کاداستر، در نظر گرفتن اطلاعات زمینی و جغرافیایی نقشه کاداستر می‌باشد. با این رویکرد نقشه کاداستر عبارت از اطلاعات هندسی و توصیفی ملک از قبیل موقعیت جغرافیایی ملک (جی پی اس)، حدود اربعه و حدود هندسی آن در مقیاس بزرگ نقشه ای، اعم از دیجیتال و تحریری، می‌باشد. ارائه مقیاس بزرگ از اطلاعات جغرافیایی و اطلاعات سرزمینی ضمن تضمین صحت و سرعت استفاده از نقشه‌های کاداستری باعث فراهم آوردن امکان بهره برداری‌های حقوقی (ازقبیل اخذ مالیات از اراضی و املاک)، اقتصادی و سیاسی را به وجود خواهد آورد. اطلاعات هندسی از یک فرایند نقشه‌ای و مکانی (جغرافیایی) با کمک علوم زمینی و علوم نقشه برداری بهره می‌برد که عملیات آن در ماده ۱۳ آیین نامه اجرایی ماده ۱۵۶ قانون ثبت چنین تشریح شده بود[۷]:

 

“عملیات کاداستر به طور خلاصه شامل عکسبرداری هوایی، تبدیل رقومی عکس‌ها و عملیات زمینی نقشه برداری و ویرایش و تکمیل زمینی، اضافه کردن اطلاعات زمینی، ترسیم نقشه، کنترل نهایی و راه اندازی سیستم بانک اطلاعات سرزمین است. “

 

اطلاعات توصیفی دارایی‌های غیر منقول نیز شامل مشخصات ملک، اطلاعات ملک، اطلاعات مالک، اطلاعات تحدید حدود، اطلاعات انتقالات و اطلاعات سند مالکیت می‌شود.[۸]

 

لازم به ذکر است که به دلیل غلبه رقومی (دیجیتالی) بودن ترسیم نقشه‌های کاداستری علاوه بر مشخصه‌ های هندسی، جغرافیایی و مکانی ملک، اطلاعات توصیفی ملک نیز، به صورت بهنگام و آنلاین، و توسط عملیات کامپیوتری به آن اضافه می‌شود. (مطابق ماده ۵، ۶ و۷ قانون جامع کاداستر مصوب ۱۳۹۳) ‌بنابرین‏ وجه ممیزه این نوع نقشه‌های ملکی در قیاس با نقشه‌های سنتی و مشابه، دیجیتالی بودن و مقیاس بزرگ آن می‌باشد که باعث اعتماد به اطلاعات هندسی و توصیفی نقشه و سرعت انتقال اطلاعات است.

 

۲٫ مفهوم حقوقی

 

همان گونه که بیان شد کاداستر یا حدنگار به لحاظ حقوقی عبارت از سیستمی که اطلاعات فنی و حقوقی دارایی‌های غیر منقول در آن نگهداری و مدیریت می‌شود. این نوع سیستم ملاک عمل تمامی نهادها و سازمان‌های قضایی و ثبتی می‌باشد.

 

از نقطه نظر حقوقی کاداستر به دنبال ‌پاسخ‌گویی‌ به چهار سئوال اساسی راجع به اموال غیر منقول است. این سئوال‌ها عبارتند از:

 

چه کسی؟ اشاره به مالک یا قائم مقام او داشته و به شناسایی قانونی آن ها توجه دارد.

 

چگونه؟ اشاره به شیوه انتقالات ملک و اسباب آن دارد.

 

کجا؟ اشاره به موقعیت جغرافیایی و حدود اربعه آن از طریق شماره های اصلی و فرعی ثبتی دارد.

 

چه مقدار؟ اشاره به کمیت و اندازه املاک دارد.

 

مفهوم حقوقی به لحاظ گستره تعریف “حدنگاری” به مفهوم مضیق و موسع تقسیم می‌شود:

 

۱ـ۲٫ مفهوم محدود کاداستر

 

مفهوم محدود کاداستر منصرف به “کاداستر ملکی” است که آن را از سایر اموال کاداستر ازقبیل کاداستر مالی، کاداستر سیاسی، کاداستر زراعی، کاداستر صنعتی، و… متمایز می‌کند، این مفهوم از نقشه کاداستر در ماده یک آیین نامه مورد تصریح قرار گرفته است.

 

در تعریف ماده یک آیین نامه تکیه بر “املاک” به عنوان یکی از دارایی‌های غیر منقول می‌باشد اگرچه که در ادامه تعریف به برخی از آثار پیشگیرانه نقشه کاداستر در عرصه قضا نیز اشاره شده است. لذا مشاهده می‌شود که سایر تقسیمات نقشه کاداستر از قبیل کاداستر ارضی، کاداستر جنگلها، و… مورد توجه مقنن نبوده است، لکن این اشکال در قانون جامع کاداستر مصوب ۱۲/۱۱/۱۳۹۳ مرتفع گردیده است چنان که ماده ۳ قانون مذکور مقرر می‌دارد: “سازمان مکلف است ظرف مدت پنج سال از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون حدنگاری را به نحوی به انجام برساند که موقعیت و حدود کلیه املاک و اراضی داخل محدوده مرزهای جغرافیایی کشور اعم از دولتی و غیردولتی و همچنین موقعیت و حدود کلیه کوه ها، مراتع، جنگلها، دریاها، دریاچه ها، تالاب ها، اراضی مستحدث ساحلی، مسیل‌های دایر و متروکه و جزایر کشور، مشخص و تثبیت شود و امکان بهره برداری از نقشه‌ها و سایر اطلاعات توصیفی و ثبتی کلیه املاک و اراضی کشور، به صورت نقشه و اسناد مالکیت حدنگار در نظام جامع میسر گردد، به گونه‌ای که هیچ نقطه‌ای از کشور بدون نقشه و اسناد مالکیت حدنگار نباشد. “

 

۲ـ۲٫ مفهوم گسترده (موسع) کاداستر

 

نقشه کاداستر در مفهوم گسترده به معنای کاداستر چند منظوره می‌باشد که کلیه دارائیهای غیر منقول یک کشور را در بر می‌گیرد. در این مفهوم تمامی نقاط یک کشور از سند مالکیت دیجیتال و نوین برخوردار می‌باشد و در واقع سیستم جامع اطلاعات زمین به وجود می‌آید. سیستم اخیر از طریق ارائه داده های فیزیکی، فضایی، ثبتی و حقوقی، باعث توانمند سازی مکانی شده و عامل بهبود مدیریت زمین می‌شود. مدیریت زمین یا زمین داری نیز با توسل بر اطلاعات پایه ای، بستر مناسبی را برای تصمیم گیری مدیریتی، اقتصادی و عمرانی به وجود آورده و باعث آمایش سرزمینی می‌گردد.

 

در مفهوم گسترده از کاداستر تمامی اراضی، املاک، جنگل ها، مراتع، جاده ها، صنایع و… کدگذاری شده و اطلاعات فنی و خوبی هریک از آن ها از طریق سامانه الکترونیکی و پایگاه داده های مکانی هرآن به روز و به هنگام می‌شود.[۹] به عبارت دقیقتر هدف از کاداستر ملی شناسنامه دار نمودن دارایی‌های غیر منقول و هویت بخشی به آن ها هست تا از این طریق نه تنها امکان مدیریت کلان مکانی فراهم گردد، بلکه از امکان سودجویی، رانت خواری و… نیز جلوگیری می‌شود.

 

ب) مفاهیم مشابه و مرتبط با کاداستر

 

از آنجایی که حقوق کاداستر از جمله زیر شاخه‌های حقوق ثبت بوده و موضوعی فرا رشته‌ای با جمع داده های مربوط به علوم زمینی و منابع طبیعی، علوم جغرافیا و زیست محیطی و نهایتاً علم حقوق دارد، لذا بجاست تا برخی از مفاهیم مشابه و یا مرتبط با موضوع، به اختصار احصاء و توشیح گردند.

 

۱٫ مفاهیم مشابه (زیرمجموعه)

 

مقصود از مفاهیم مشابه کلیه مفاهیم داخل در تعریف حقوقی کاداستر و نقشه کاداستر است. این مفاهیم مشتمل بر مفهوم “لایه‌های کاداستر”، “عملیات کاداستر” و “نقشه” است. در زیر به تبیین مفاهیم اخیر پرداخته خواهد شد.

 

۱ـ۱٫ نقشه

 

“نقشه عبارت است از تصویری اورتوگونال (اشعه تصویر موازی و قائم از منطقه ای) از زمین که به اندازه معینی کوچک شده (مقیاس) و بر یک سطح افقی نشان داده می‌شود”[۱۰] ‌بنابرین‏ تعریف کاشف به عمل می‌آید که در نقشه علاوه بر انعکاس مختصات زمین ـ به لحاظ موقع و موضع ـ صفات غیر هندسی آن نیز (بنابه ماهیت و هدف از تهیه نقشه) قید می‌گردد.

 

ملاحظه می‌گردد که سیر تحول عینیت نقشه از مرحله آنالوگ سنتی (نقشه‌های کاغذی) تا نقشه‌های دیجیتالی، که مزیت چند لایه‌ای و چند بعدی را در آن ها فراهم آورده است، قابل استناد است. نقشه کاداستر از نوع نقشه‌های غالبا دیجیتالی با مقیاس بزرگ می‌باشد، چه اینکه نقشه‌ها از نقطه نظر اندازه به سه قسم “مقیاس کوچک”، “مقیاس متوسط” و “مقیاس بزرگ” تقسیم می‌شوند و نقشه کاداستر از نوع اخیر می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:51:00 ق.ظ ]




 

۵=۱=فرضیه های تحقیق:

 

۱- طرحواره های درمانی بر کاهش تعارضات زناشویی دانشجویان متاهل مؤثر است.

 

۲- طرحواره های درمانی بر افزایش سلامت روان دانشجویان متاهل مؤثر است.

 

۶-۱-متغیر های پژوهش

 

متغیر مستقل:

 

درپژوهش حاضر طرحواره درمانی به عنوان متغیر مستقل در نظر گر فته شده است.

 

متغیر وابسته:

 

درپژوهش حاضر تعارض زناشویی و سلامت روان به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.

 

۷-۱-تعاریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق

 

۱-۷-۱-تعاریف نظری

 

تعارض زناشویی

 

وینچ[۱۷]( ۲۰۱۰) تعارض زناشویی را عدم انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار زوجین است تعریف می‌کند.

 

تعارض زناشویی به گسست و چالش های رابطه زناشویی بین زوجین که بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک به دلیل وجود اختلافات رخ می کند( ساروخانی،۱۳۸۲).

 

تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته­ ها، طرحواره­ های رفتاری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج می توان تعریف نمود (فرحبخش، ۱۳۸۳).

 

سلامت روان:

 

سازمان بهداشت جهانی (۲۰۰۵)، سلامت روان را چنین تعریف ‌کرده‌است: سلامت روان یعنی احساس رضایت و بهبودی و تطبیق کافی اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه، به عبارت دیگر منظور از سلامت روان یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی.

 

لیپوسکی[۱۸] (۱۹۸۰) اظهار می‌دارد:سلامت روان عبارت است از داشتن سلامت ذهنی، رضایت خاطر، توانایی سازش با دیگران و عدم هر گونه بیماری جسمی که منشاء عصبی داشته باشد (گاجل و دیگران، به نقل از خویی‌نژاد، ۱۳۸۷).

 

طرحواره درمانی:

 

درمانی است ابتکاری و تلفیقی که توسط یانگ و همکارانش پایه گذاری شده است او در این درمان کوشیده است تا با به کارگیری مبانی و راهبردهای روش های درمان شناختی – رفتاری (CBT) و مؤلفه‌ هایی از سایر نظریه ها مثل دلبستگی، روابط شیء ای، ساختار گرایی و روان تحلیلگری و تلفیق یکپارچه و منسجم آن ها با یکدیگر یک مدل درمانی جدید را برای درمان اختلالات دیرپایی مثل اختلالات شخصیت و اختلالات مزمن محور یک ارائه دهد( حمیدپور،۱۳۸۶).

 

۲-۷-۱-تعریف عملیاتی

 

تعارض زناشویی

 

منظور نمره ای است که آزمودنی از آزمون تعارض زناشویی (ثنایی و همکاران،۱۳۷۹) به دست می آورد.

 

سلامت روان:

 

منظور از سلامت روان در این پژوهش نمرات آزمودنی‌است که در پرسشنامه سلامت (GHQ-28) گلدبرگ (گلدبرگ و میلر، ۱۹۷۹) کسب کرده‌ است.

 

طرحواره درمانی:

 

منظور اموزش هایی است که در طول هشت جلسه نیم ساعته در اختیار ازمودنی قرا می‌گیرد.

 

فصل دوم

 

ادبیات ‌و پیشینه پژوهش

 

۱-۲- مقدمه

 

در این فصل ابتدا به بررسی مبانی نظری سلامت روان و تعارض زناشویی پرداخته می شود سپس پیرامون مبانی نظری طرحواره درمانی صحبت به میان می‌آید و در پایان فصل به تحقیقات انجام شده پیرامون موضوع پرداخته می شود.

 

۲-۲-مبانی نظری

 

۱-۲-۲- تعارض زناشویی

 

در دهه حاضر مطالعات علمی پیرامون تعارض زناشویی توجه زیادی را به خود جلب ‌کرده‌است. در مقایسه با یافته های علمی دهه های گذشته در این دهه حجم زیادی ‌از مطالعات به جنبه‌های مختلف تعارض زناشویی اختصاص داشته است. درک کیفیت و ارزش ازدواج وسیله ای برای درک اثرات ان بر روی تمام فرایندهای داخلی و خارج خانواده است. دلایل معقول و منطقی مطالعه برروی جزییات تعارض زناشویی، درک محدودیت ان در عدم سلامت خانواده و اشخاص ،اهمیت ان برای جامعه در حالی که ازدواج های موفق شکل می‌گیرد، دست کشیدن از جرم و نیاز به گسترش مداخلات تجربی برای زوجین به منظور جلوگیری یا کم کردن فشارهای زناشویی و طلاق است (برادبری و دیگران[۱۹]، ۲۰۰۷،به نقل از نظری، ۱۳۸۷).

 

رابطه زناشویی و زندگی مشترک مانند هر رابطه دیگری دارای جنبه‌های مثبت و منفی است.صمیمیت و مشارکت از جنبه‌های مثبت آن و ناسازگاری و عدم رضایت از جنبه‌های منفی آن به حساب می اید (فینچام۲۰۱۱[۲۰]).

 

از نگاه ترمن[۲۱](۲۰۰۷،به نقل از شیخی،۱۳۸۸) عدم ثبات و استواری عواطف در زندگی زناشویی موجب ناخرسندی و تعارض می‌گردد که تاثیرات سوء آن بر کودکان غیر قابل انکار خواهد بود . هنگامی که دو نفر به عنوان زن و شوهر با یکدیگر زندگی می‌کنند تعارض به وجود خواهد آمد. در تعامل‌های بسیار طبیعی زن و شوهر، مواقعی هست که اختلاف‌هایی به وجود می‌آید و یا نیازها برآورده نمی‌شوند، در نتیجه، هر دو شریک نسبت به هم احساس خشم، ناکامی و نارضایتی می‌کنند. ‌بنابرین‏ اگر تعارض به وجود می‌آید، زن و شوهر باید برای آن آماده شوند. این آمادگی باید نه تنها بر حسب توانایی برقراری ارتباط مؤثر باشد بلکه با توجه به انجام راهبرد حل مسئله به شیوه نظامدار که ساختار و نظمی برای جلسات حل تعارض فراهم می‌آورد، به وجود آید.

 

مهمترین عامل و شاخص تعیین کننده کیفیت ازدواج نوع رابطه بین زن و شوهر است و یکی از عوامل مهم در هر رابطه زناشویی رضایت خاطری است که زن و شوهر از ان احساس می‌کنند (همان منبع).

 

رابطه زناشویی رضایت بخش تاثیر زیادی بر سلامت روانی و رشد شخصی زوجین و فرزندان انان دارد. میزان رضایت خاطر از رابطه زناشویی روی ارسال و دریافت پیام تاثیر می‌گذارد. شوهری که از ازدواج خود ناراضی است به حوادث منفی زندگی توجه می‌کند و از پیام همسرش برداشت منفی می کند در حالی که شوهر راضی برداشت هایی مثبت دارد.

 

وقتی زوجین به طور پیوسته دچار مشکل می­ شوند ‌می‌توان آن­ها را در چند علّت ردیابی کرد. تعارض زمانی به وجود می ­آید که زوجین به دلیل همکاری و تصمیمات مشترکی که می ­گیرند درجات مختلفی از استقلال و همبستگی را نشان می­ دهند که این تفاوت­ ها را می ­توان روی یک پیوستار از تعارض خفیف تا تعارض کامل طبقه­ بندی کرد (لانگ[۲۲]، ۲۰۰۸). از نظر گلاسر[۲۳] (۲۰۰۰، به نقل از قربانی، ۱۳۸۴)تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته­ ها، طرحواره­ های رفتاری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است (گلاسر،۲۰۰۰؛ فرحبخش، ۱۳۸۳). یکی دیگر از این عوامل مهم، مبهم و نارسا بودن ارتباطات به صورت غیر مستقیم است. در خانواده­ های آشفته اصولاً ارتباطات غیر کلامی به شکل کاملاً منفی احساس و ابراز می ­شود (موسوی ، ۱۳۸۹). همچنین از مهمترین مسائلی که زوجین با آن دست به گریبان هستند عدم آشنایی کافی از همدیگر است که بلافاصله بعد از زندگی مشترک بروز پیدا می­ کند (بریچلر[۲۴]، ۲۰۱۱).

 

تعاریف متعدد برای واژه تعارض زناشویی ارائه شده است.درمانگران سیستمی تعارض زناشویی را تنازع بر سر تصاحب پایگاه‏ها و منابع قدرت و حذف امتیازات دیگری می‏ دانند (براتی، ۱۳۸۵)

 

از نظر وایل[۲۵](۲۰۰۷)کنش و واکنش دو فرد که قادر نیستند منظور خود را تفهیم نمایند، تعارض یا تنازع نامیده می‏ شود.

 

کلینیکه[۲۶] (۲۰۰۳، نقل از والی‏پور۱۳۸۹) معتقد است اختلاف در روابط نزدیک وقتی به وجود می ‏آید که نزدیکان کارهایی انجام دهند که ما دوست نداریم یا از انجام کارهایی امتناع ورزند که دوست داریم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 05:12:00 ق.ظ ]




 

اگر در بند نهم اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه درتمام زمینه‌های مادی و معنوی در شمار وظایف دولت اسلامی قرار داده شده است، نهادهای حکومتی موظف هستند که امکان دسترسی آزاد به اطلاعات را برای همه‌ آحاد و شهروندان فراهم کند و این تعهدی است که نهاد حاکمیت و ایادی آن بدان ملزم گردیند. [۱۲۶]

 

ماهیت این تعهد بنابر نظریه انتخاب ولی فقیه که در آن بیعت، عقدی بین حاکم و ملت محسوب می‌شود، شرط ضمن عقد است؛ یعنی ولی منتخب ملت که بقیه نهادها و ارگان‌های اجتماعی از او نشأت می‌گیرد. در ضمن عقد بیعت، ملتزم به عمل به قانون اساسی می‌شود. حتی بنابر نظریه انتصاب که برپایه‌ی آن، بیعت عقد بین امت و امام نیست که موجب مشروعیت حکومت او گردد عقدی که نهاد حاکمیت به رغم نصب الهی، ‌با ورود در انتخابات و تدوین قانون با ملت منعقد می‌کند باید مورد توجه قرار گیرد و عمل به شرطی که در ضمن آن صورت گرفته، یعنی عمل به قانون اساسی، به حکم ادله‌ شرعی واجب و ضروری است. آن چه گفته فوق را به اثبات می‌رساند این است که آیه (اوفوا بالعقود)پایبندی به قراردادها را ضروری می‌شمارد و معنای پایبندی به عقد چیزی جز مرتب ساختن آثار و مقتضیات عقد نیست.

 

در این باره اشکالی گرفته‌اند و آن این است، (اوفوا بالعقود)تنها بر لزوم عقد دلالت می‌کند، اما مشروعیت عقد را نمی‌توان از آن نتیجه گرفت. به بیان دیگر این آیه پایبندی به عقودی را که مشروعیت آن‌ ها از خارج ثابت است، مدلل می‌سازد. ‌بنابرین‏ وجوب وفا به عقد مورد بحث که اصل مشروعیت آن نیازمند دلیل است، چگونه می‌تواند با استناد به آیه (اوفوا بالعقود)ثابت گردد. البته اگر موضوع این آیه یک عقد (واحد)بود. از این حکم (به لزوم)مشروعیت خود به خود، استفاده می‌شد، ‌اما چون موضوع«عقود» به نحو عام است استفاده از آن ممکن نیست. [۱۲۷]

 

اما در پاسخ باید گفت، اولاً اگر شمول دلیل متوقف بر اثبات مشروعیت عقد از خارج باشد، ‌این دلیل منحصر به عقودی خواهد گردید که در زمان شارع متعارف و معمول بوده و مورد تأیید شارع قرار گرفته است، که البته این با جاودانگی اسلام منافات خواهد داشت، چراکه پیشرفت جوامع و توسعه و تکامل ارتباطات موجب پدید آمدن نیازهای جدید می‌شود که محتاج قالب‌ها و عقود جدیدی است، از این عقود و قالب‌ها در زمان شارع، اثر نبوده است و طبق تحلیل فوق همه از تحت دلیل خارج خواهند بود. [۱۲۸]

 

شاید علامه حلی نیز که در کتاب تذکره در استدلال بر مشروعیت عقد مضاربه، ‌به وجود احتیاج متمسک گردیده و گفته است:«لان الحاجه ماسه الیها» [۱۲۹] نظر به همین نکته داشته که اگر عقدی مورد نیاز عمومی بود و دلیلی بر منعش وجود نداشت، مشروعیت آن نیازمند به دلیل خاص نیست. ثانیاًً، ‌حکم به لزوم همه‌ عقود به نحو عام ملازم با آن است که تمام عقود مشروع باشند، مگر عقدی که به دلیل خاص خارج شده است، زیراحکم به لزوم همه‌ عقدهاباعدم مشروعیت همه نمی‌سازد، بلکه لازمه‌ی آن مشروعیت تمام عقود می‌باشد و این که حکم به لزوم متفرع بر مشروعیت است، موجب تضییق در ناحیه موضوع به گونه‌ای که (اوفوا بالعقود)به معنای وفا به عقدهای مشروع باشد نیست. همان طور که اگر موضوع دلیل، یک عقد بود مشروعیت مسلم فرض می‌گردید. [۱۳۰]

 

سوم؛ اشتمال قوانین و تعهدات مربوط به آزادی اطلاعات بر مساوات و عدالت: برای اثبات این بخش می‌توان به دو پشتوانه تمسک کرد:

 

الف)ارتکاز عقلا ب)قوانین و تعهدات عام اجتماعی

 

ارتکاز عقلا: از جمله‌ حقوق عامه (حقوق ملت)که عقلا به حسب فطرت خویش آن را ثابت می‌دانند، اصل تساوی است به معنای برابر بودن تمام افراد ملت از لحاظ حقوق و وظایف. و از جمله‌ شئون تساوی آحاد ملت، تساوی در برخورداری از فرصت‌هاست، و اطلاعات، فرصت‌هایی شمرده می‌شود که در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

 

ب)قوانین عام: صرف نظر از مقرراتی مثل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر که مواد آن جز در موارد مخالفت با شرع، مصداق ما تسالم علیه العقلاء به شمار می‌رود و مرجعیت می‌یابد، قوانین داخلی، قانون اساسی و قانون مطبوعات به ضرورت ایجاد زمینه برای برخورداری عادلانه از اخبار و اطلاعات تأکید ‌کرده‌است. ۴

 

از منظر آموزه‌های اسلامی، حکومت، امانتی در درست متصدیان به شمار می‌رود. لذا مشاهده می‌شود که حضرت علی (ع)در نامه‌ای به حاکم«آذربایجان» به وی خاطرنشان می‌شوند که«إن عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک أمانه». [۱۳۱] امانی بودن حکومت از دو جنبه می‌باشد: [۱۳۲] نخست آن که امانتی الهی است که به لحاظ آن که حاکم اسلامی، خلیفه‌ی خداوند متعال و پیامبر و جانشینان معصوم او محسوب می‌شود، وارث و امانتدار این امانت می‌باشد و دوم این که حکومت بر مردم از حیث تحویل، ودیعه و امانی از سوی ایشان محسوب می‌شود؛ چنان که از حضرت علی (ع)نقل شده که به کارگزاران خویش فرموده اند:«فانّکم خزّان الرّعیّه و وکلاء الامّه و سفراء الائمه و لاتحشموا احداً عن حاجته و لاتحبسوه عن طلبته» [۱۳۳]

 

از این رو، برخی از فقهای عظام، امانی بودن حکومت در اسلام را از ضروریات دین دانسته اند. مرحوم نائینی در این خصوص می‌گوید:«رجوع حقیقت سلطنت اسلامیّه، بلکه در جمیع شرایع و ادیان، به باب امانت و ولایت احد مشترکین در حقوق مشترکه‌ی نوعیه، بدون هیچ مزیت برای شخص از اظهر ضروریات دین اسلام و بلکه تمام شرایع و ادیان است». [۱۳۴]

 

‌بنابرین‏ می‌توان گفت، حکومت امانتی است که نزد مجریان می‌باشد. در نتیجه اطلاعاتی هم که حکومت در راستای عهده داری این امانت، تحصیل می‌کند در عداد همان امانت، قلمداد می‌گردد و در صورت مطالبه‌ی صاحب امانت باید آن را در راستای مسئولیت خویش در اختیار متقاضی بگذارد.

 

۲-۴-۸-۲- نقد و بررسی ادله:

 

در این بخش به ارزیابی دلایل مورد استناد جهت اثبات حق بر اطلاعات می‌پردازیم.

 

۲-۴-۸-۲-۱-نقد استناد به سیره و روایات معصومین (ع)

 

‌در مورد استظهار از سیره، ممکن است این اشکال به ذهن متبادر شود که معصومین (ع)به اطلاع رسانی در خصوص برخی موضوعات پرداخته‌اند. لذا دلالت بر آن ندارد که بتوان حکم آن را به سایر مصادیق نیز تسری داد؛ خصوصاًً که در برخی موارد از افشای اطلاعات نهی شده است. این اشکال، قابل دفع است؛ زیرا علی رغم موافقت ما با این مسأله که با استناد به سیره، امکان تعدی از موارد منصوص به سایر مصادیق وجود ندارد، ولی با دقت در مواردی که خود معصومین، مردم را به کسب آگاهی از مسائل، ترغیب می‌نمودند تعمیم حکم به سایر موارد، توجیه­پذیر است و مواردی که از افشای اطلاعات ممانعت شده، جزء استثنائاتی بوده که با دلیل خاص از شمول اطلاقت خارج می‌گردد و به اصل تعمیم این حکم خدشه ایی وارد نمی‌سازد. اما واقعیت آن است که استدلال به سیره، تنها می‌تواند مثبتِ جو از دسترسی مردم به اطلاعات باشد و به هیچ وجه، بر تکلیف کارگزاران حکومتی به ارائه‌ اطلاعات به شهروندان دلالتی ندارد. [۱۳۵]

 

۲-۴-۸-۲-۲- نقدحق مشورت در اداره امور کشور

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:56:00 ق.ظ ]




 

درست است که قانون‌گذار با پیش‌بینی این موضوع که متصدی در قبال مخارج نگهداری و همچنین هر عیب و نقص مسئول نیست ، اما همچنان وی را مسئول نگهداری کالا کرده و این در حالی است که وی تخطی از وظایف خود نکرده است ، به همین منظور قانون‌گذار با پیش‌بینی فروش راه حلی را ارائه داده تا متصدی از این تکلیف اضافی آزاد شود .

 

ب : شرایط حق فروش کالا توسط متصدی حمل و نقل

 

برای این که متصدی حمل و نقل بتواند کالایی که در اختیار دارد را به فروش رساند باید در موارد گفته شده شرایطی را رعایت نماید .

 

این شرایط در ماده ۳۸۴ و همچنین در قسمت اخیر ماده ۳۶۲ قانون تجارت آمده است . ماده ۳۶۲ قانون تجارت در خصوص حق العمل کاری می‌باشد و هیچ ارتباط موضوعی با ماده ۳۸۴ ندارد و فقط ماده اخیر الذکر در روش و شرایط فروش به ماده۳۶۲ ارجاع داده است .

 

با توجه به مواد ۳۸۴ و ۳۶۲ قانون تجارت متصدی باید برای اجرای فروش شرایط زیر را رعایت نماید که به ترتیب مورد بررسی قرار می گیرند :

 

۱ ) اطلاع به فرستنده

 

۲ ) معین نشدن وضعیت کالا در مدت مناسب

 

۳ ) اطلاع به مدعی العموم محل یا نماینده او

 

۴ ) نوع فروش

 

۱ : اطلاع به فرستنده

 

مطابق ماده ۳۸۴ قانون تجارت در صورتی که کالا در مقصد تحویل گرفته نشود یا متصدی حمل و نقل از حق حبس خود استفاده نماید ، قانون‌گذار تکلیفی را بر متصدی تحمیل ‌کرده‌است ، این تکلیف این است که وی باید مراتب را به ارسال کننده اطلاع دهد .

 

قانون‌گذار با به کار بردن عبارت « مراتب را به اطلاع رساندن » این ابهام را به وجود آورده که آیا این مراتب صرف تشریح وضعیت اتفاق افتاده است یا علاوه بر تشریح مراتب اتفاق افتاده مشمول اخطار برای اتفاقات بعدی مثل فروش نیز می‌باشد .

 

نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که قانون‌گذار بعد این مکاتبه ، هیچ مکاتبه دیگری را پیش‌بینی نکرده است . به نظر می‌رسد این مکاتبه هم شامل اطلاع از اتفاقات روی داده و هم شامل اخطار برای ارسال کننده باشد .

 

این مکاتبه ‌به این منظور صورت می‌گیرد که اولاً از وضعیت موجود ارسال کننده ‌کالا را آگاه نماید ، ثانیاًً فرصتی است که به ارسال کننده داده می شود تا از خسارات و هزینه های بیشتر و همچنین از به فروش رسیدن آن جلوگیری کند ، ثالثاً نوعی هشدار به حساب می‌آید که جدیت متصدی و پیامد و نتیجه بی توجهی را گوشزد می‌کند [۱۸۵]۱ .

 

در خصوص محتوای مکاتبه باید گفت که این مکاتبه هم شامل اطلاع از مراتب اتفاق افتاده می شود و هم شامل مراتبی که درصورت کوتاه روی خواهد داد ؛ به عبارت دیگر این مکاتبه نوعی اخطار مبنی بر قصد فروش نیز می‌باشد یعنی متصدی در این مکاتبه مدت مناسبی را مشخص می‌کند تا در صورتی که ارسال کننده ای که تمایل دارد کالا را تحویل بگیرد یا مطالبات متصدی را بدهد ، بتواند در آن زمان این اعمال را صورت دهد ، البته این مدت باید مناسب با وضعیت موجود باشد .

 

اخطاری که در مکاتبه وجود دارد به ارسال کننده هشدار می‌دهد که در صورت عدم انجام وظیفه یاد شده متصدی اقدام به فروش کالا می کند .

 

حال در صورتی که متصدی حمل و نقل از ارسال مراتب به ارسال کننده کالا خودداری کند ، وی یکی از شروط اعمال حق فروش را برآورده نکرده و در صورتی که اقدام به فروش کالا نماید بدون این که مراتب را اطلاع داده باشد با توجه به اصل موجود در ماده ۲۴۷ قانون مدنی که فروش مال غیر را غیرنافذ می‌داند و با توجه ‌به این که قاعده موجود در ماده ۳۸۴ قانون تجارت یک استثناء می‌باشد و در استثناء باید به قدر متیقن اکتفا شود ، باید در این جا به اصل عمل کرد و معامله صورت گرفته را غیرنافذ بدانیم و در صورت رد معامله از سوی مالک ، اگر از اقدام متصدی حمل و نقل خساراتی ایجاد شده باشد نسبت به جبران آن مسئول می‌باشد .

 

۲ : معین نشدن وضعیت کالا در مدت مناسب

 

در صورتی که ارسال کننده در مدت مناسب هیچ اقدامی که وضعیت کالا را مشخص نماید صورت ندهد و یا مطالبات متصدی را پرداخت نکند متصدی می‌تواند کالا را به فروش رساند .

 

قانون تجارت به درستی این مدت را معین نکرده و فقط کلمه « مناسب » را به کار برده است .

 

به نظر می‌رسد این مدت باید در هر مورد خاص با توجه به نوع و وضعیت کالا و اوضاع و احوال حاکم بر قرارداد و هزینه های نگهداری و عرف بازار معین شود ، مثلاً نمی توان برای اقلامی مثل میوه و سبزی همان زمانی که برای خودرو و آهن درنظر گرفته می شود را اعمال کرد .

 

در صورتی که پس از ارسال مراتب به ارسال کننده وی صریحاً دستور فروش بدهد یا صریحاً اعلام کند که هیچ اقدامی نخواهد کرد ، دیگر نیازی به گذشت مدت مناسب نیست و متصدی می‌تواند بدون رعایت این شرط اقدام به فروش کالا نماید .

 

حال فرضی را درنظر بگیرید که متصدی مدتی را که مطابق این ماده باید منتظر باشد را رعایت نکرده است ، به نظر می‌رسد با توجه ‌به این که در نظام حقوقی ایران اصل بر این است که فروش مال غیر غیرنافذ است ، معامله انجام شده را باید غیرنافذ بدانیم و در صورت رد معامله از سوی مالک کالا اگر از این اقدام متصدی حمل و نقل خساراتی وارد آید وی مسئول جبران آن خسارات می‌باشد .

 

۳ : اطلاع به مدعی العموم محل یا نماینده او

 

مطابق قسمت اخیر ماده ۳۸۴ قانون تجارت « متصدی حمل و نقل می‌تواند مطابق ماده ۳۶۲ قانون تجارت آن را به فروش رساند » .

 

ماده ۳۶۲ قانون تجارت فقط یک تکلیف در خصوص فروش را متذکر می شود و آن این است که متصدی حمل و نقل مکلف است کالا را با اطلاع مدعی العموم محلی که کالا در آن جا است یا نماینده او به فروش رساند . در خصوص این موضوع که نظارت مدعی العموم چه نوع نظارتی می‌باشد باید گفته شود که با توجه ‌به این که این ماده فقط صرف اطلاع را کافی می‌داند و فقط باید از وقایع آگاهی داشته باشد باید این نظارت را نظارت اطلاعی درنظر گرفته شود .

 

در صورتی که متصدی حمل و نقل بدون اطلاع به مدعی العموم اقدام به فروش کالا نماید ، درست است که فقط صرفاً اطلاع داده نشده و این فقط نقض یک تعهد تبعی است اما با توجه به استثنایی بودن این مورد ، باید در موارد تردید به قدر متیقن که عدم نفوذ می‌باشد اکتفا شود و باید این معامله را معامله فضولی بدانیم هر چند یک تعهد تبعی نقض شده است . به نظر می‌رسد که در صورت رد مالک متصدی نسبت به خسارات مسئول می‌باشد .

 

۴ : طریقه فروش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:35:00 ب.ظ ]




 

۱-۲-۱۲-۲- رویکرد انگیزشی؛ این رویکرد بر مبنای تئوری انگیزشی مک کللند شکل گرفته که ایشان نیازهای اساسی مدیران را به سه دسته (نیاز به قدرت، نیاز به موفقیت و نیاز به تعلق) تقسیم نموده است. اساسی ترین نیاز در تحقق اهداف سازمانی از نظر ایشان نیازبه کسب قدرت می‌باشد که انگیزه ‌و حالتی روانی برای نفوذ و کنترل بر سایر افراد ایجاد می‌کند (مک کللند،۱۹۷۵؛ نقل در فرهنگی و اسکندری، ص ۱۰۳). به اعتقاد صاحب نظران این رویکرد، توانمندسازی در تمایلات انگیزشی افراد ریشه دارد. به گونه ای که هر نوع استراتژی که به افزایش حق تعیین فعالیت‌های کاری (خود تصمیم گیری) و کفایت نفس کارکنان منجر گردد، توانمندی و برعکس، هر نوع استراتژی که به تضعیف دو انگیزه فوق منجر شود، احساس بی قدرتی و عدم توانمندی در کارکنان را در پی خواهد داشت (محمدی، ۱۳۸۰، ص ۲۱۵).

 

۲-۲-۱۲-۲- رویکرد شناختی؛ در رأس نظریه پردازان این رویکرد، توماس و ولتهووس قرار دارند. توماس و ولتهووس (۱۹۹۰) معتقدند؛ چون قدرت دارای معانی متعددی است، پس توانمندسازی مفهومی چند بعدی است. به طوری که می‌تواند به معنای اختیار بخشی و ایجاد ظرفیت و هم چنین به معنای نیروبخشی باشد. بر این اساس آن‌ ها توانمندسازی را به عنوان فرایند افزایش انگیزش درونی وظایف تعریف نموده اند. به زعم آگورو[۸۵](۲۰۰۲، ص ۲۷) انگیزش درونی وظایف، تجارب مثبتی است که افراد به طور مستقیم از وظایف خود کسب می‌نمایند و این تجارب مثبت، عوامل نیروزایی است که در ارتباط مستقیم با آن وظایف، به افراد انگیزش و رضایت مندی می‌دهد. این تجارب مثبت، همان مفاهیم چند وجهی توانمندسازی یعنی احساس خوداثربخشی[۸۶]، احساس خودمختاری[۸۷]، احساس تأثیرگذاری[۸۸]، احساس معنی دار بودن[۸۹] و احساس اعتماد به دیگران[۹۰] است که مجموعاً منعکس کننده جهت گیری شخصی نسبت به شغل و نقش فرد در سازمان می‌باشد (عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵، ص۵۱).

 

جدول شماره(۴-۲)؛ دیدگاه‌های توانمندسازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه تعاریف هدف استراتژی نظریه پرداز مکانیکی(ارتباطی) توانمندسازی به عنوان تفویض اختیار قدرتمند سازی توزیع قدرت و تفویض اختیار – شول(۱۹۹۳)

 

– بلانچارد و همکاران (۱۹۹۵)

 

– فوی(۱۹۹۷)

ارگانیکی رویکرد

 

انگیزشی

توانمندسازی به عنوان ایجاد انگیزه توانمند

 

سازی

کفایت نفس -کانگر وکاننگو(۱۹۹۸) رویکرد شناختی توانمندسازی به عنوان آزادسازی نیروهای درونی انسان افزایش انگیزش درونی وظایف احساس خوداثر بخشی

 

احساس خود مختاری

 

احساس مؤثر بودن

 

احساس معناداری شغل

-توماس و ولتهووس (۱۹۹۰)

 

-اسپریتزر(۱۹۹۵)

احساس اعتماد -وتن و کمرون(۱۹۹۸)

منبع: (عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵، ص۴۸)

 

چنانچه در جدول (۵-۲) ملاحظه می‌شود، دیدگاه‌های مهم توانمندسازی، نظریه پردازان، اهداف، استراتژی و تعاریف آن‌ ها ارائه شده است. با عنایت به دیدگاه‌های فوق می‌توان گفت که محققان حوزه توانمندسازی کارکنان، به روی بعدی از توانمندسازی متمرکز بوده و به ابعاد خاصی ازآن تأکید نموده ­اند. در این خصوص، عبدالهی و نوه ابراهیم (۱۳۸۵) معتقدند که هر دو دیدگاه مکانیکی و ارگانیکی، تصویر ناقصی از توانمندسازی کارکنان ارائه می‌دهند و برداشت‌های متفاوتی از فرایند توانمندسازی دارند. همچنین متیوز و همکاران (۲۰۰۳) اظهار می‌کنند که اکثر نویسندگان با نظر کوئین و اسپریتزر(۱۹۹۷) مبنی براین که لزوماًً یکی از دیدگاه توانمندسازی از دیگری بهتر نیست، اتفاق نظر دارند.

 

۱۳-۲- ابعاد توانمندسازی روانشناختی

 

کوئین و اسپریتزر(۱۹۹۷)، توماس و ولتهووس(۱۹۹۰) و فورد وفوتلر[۹۱](۱۹۹۵) ادعا دارند توانمندسازی مفهومی پیچیده و چند بعدی است و برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. اسپریتزر(۱۹۹۶) و عبدالهی(۱۳۸۵) در مطالعات پژوهشی خود چهار بعد را اندازه ­گیری و اعتباریابی کرده ­اند. وتن و کمرون (۱۹۹۸) ‌بر اساس تحقیقات میشرا[۹۲](۱۹۹۲) بعد اعتماد را به ابعاد فوق اضافه کردند. ‌بنابرین‏ توانمندسازی روانشناختی کارکنان را ‌بر اساس تحقیقات گذشته، می‌توان در پنج بعد احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، احساس معنی داربودن، احساس خودمختاری و احساس اعتماد خلاصه نمود. در زیر به تفصیل هریک از این ابعاد پرداخته می‌شود.

 

۱-۱۳-۲- احساس شایستگی؛ خود اثربخشی، شایستگی و یا خود کارآمدی به معنای اعتقاد افراد به قابلیت‌ها و تبحر لازم درخود برای انجام موفقیت آمیز یک وظیفه است به عبارت دیگرخود اثربخشی به عقیده فرد مبنی بر داشتن توانایی‌های لازم برای انجام دادن وظایف محوله دارد. به اعتقاد باندورا[۹۳] (۲۰۰۰) خود کارآمدی یا شایستگی یک باور شخصی است که فرد احساس می‌کند می‌تواند وظایف محوله را به طور موفقیت آمیز به انجام برساند. باندورا معتقد است برای احساس خودکارآمدی در افراد سه شرط لازم است؛ ۱- اعتماد به داشتن توانایی انجام کار. ۲- اعتماد به ظرفیت لازم در به کارگیری تلاش. ۳- اعتماد ‌به این که هیچ مانع خارجی آن‌ ها را از انجام دادن کار مورد نظرباز نخواهد داشت. به عبارت دیگر، موقعی که افراد با داشتن حداقل تبحر و قابلیت، اشتیاق به تلاش برای انجام دادن کار و نداشتن موانع عمده در برابر موفقیت، احساس خودکارآمدی را در خود توسعه دهند، احساس توانمندی می‌کنند (وتن و کمرون[۹۴]،۱۳۸۱، ص۲۶). برخی از نویسندگان از آن جهت که انتظارات خودکارآمدی، تعیین کننده میزان تلاش و استقامت افراد در رویارویی با موانع و تجربه های ناسازگار هستند، ویژگی خود اثربخشی را مهم ترین عنصر توانمندسازی می‌دانند (باندورا، به نقل از عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵، ص ۵۱).

 

۲-۱۳-۲- احساس خود مختاری؛ احساس خود مختاری به آزادی عمل شاغل در تعیین فعالیت‌های لازم برای انجام وظایف شغلی اشاره دارد (توماس و ولتهووس ،۱۹۹۰، ص ۶۶۷؛ اسپریتزر، ۱۹۹۵، ص ۱۴۴۳؛ رابینز، ۱۹۹۳، ص ۶۸۰)؛ و به داشتن احساس حق انتخاب منسوب است (وتن و کمرون، ۱۳۸۱، ص ۲۶). در واقع خود مختاری با داشتن حق انتخاب و آزادی عمل پیوستگی مستقیم دارد. افراد خود مختار احساس می‌کنند که در انجام وظایف استقلال دارند، می ­توانند ‌در مورد فعالیت‌های شغلی تصمیم بگیرند و برای تعیین چگونگی زمان و سرعت انجام وظایف اختیارات لازم را دارند (توماس و ولتهووس،۱۹۹۰، به نقل از عبدالهی،۱۳۸۳، ص ۱۵). آنان داوطلبانه و تعمداً در وظایف شرکت می‌کنند، خود را افرادی آغازگر و پویا می‌بینند که قادرند به میل خود اقداماتی را آغاز کنند، تصمیم مستقل بگیرند و افکارشان را به آزمایش بگذارند (توماس و ولتهووس،۱۹۹۰، به نقل از عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵، ص ۵۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:43:00 ب.ظ ]




 

قابل استناد ‌در مورد مدعای فوق است، زیرا اگر تطابق اراده‎های دو طرف نباشد، عقدی به وجود نمی‎آید.

ماده ۱۹۴ تصریح دارد: «الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین به وسیله انشاء معامله می‎نمایند، باید موافق باشد، به نحوی که احد طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف انشاء او را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود. ».

 

ماده ۷۶۲ قانون مدنی می‎گوید:

 

«اگر در طرف مصالحه و یا ‌در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد، صلح باطل است. » (کاتوزیان، ۱۳۷۶، ج۱، ص۳۴۷).

 

شهید ثانی در «مسالک‌الا‌فهام» می‌نویسد:«هرگاه یکی از دو طرف صلح، حقیقت را بداند و با وانمود ساختن (جهل به واقع) با دیگری صلح کند و بیش از آن چه مالک است، به دست آورد، مالک مقدار زیادتر نمی‌شود و رد آن به صاحب اصلی همچون دین طبیعی برعهده او باقی می‌ماند. اگر ثابت شود که انگیزه اصلی پنهان بودن حقیقت نزد طرفین بوده است و اشتباه در این جهت (وصف اساسی موضوع) باعث صلح شده، پذیرفتن دعوای بطلا‌ن آن قوی به نظر می‌رسد (شهید ثانی، ۱۴۱۴، ج۴، ص۲۷۴).

 

بجنوردی نیز در کتاب القواعد الفقهیه آورده که اگر معلوم شود حق غیر بر عوض معین پرداخت شده توسط یکی از دو طرف صلح تعلق گرفته است، صلح همانند بیع باطل می‌گردد، و هرگاه عوض کلی باشد، بدل آن گرفته می شود و چنان چه معلوم شود که عوض معین معیوب بوده است منتقل الیه می‌تواند صلح را فسخ نماید و در مخیر بودن او میان فسخ عقد و گرفتن ارش وجه قوی وجود دارد و اگر معلوم شود که مغبون شده است به طوری که عرفا چنان غبنی نادیده گرفته نمی شود، همانند بیع در ثبوت خیار غبن وجهی قوی وجود دارد تا جلو ضرری که در شرع نفی گردیده است و در عقد بیع موجب خیار می شود گرفته شود (بجنوردی، ۱۴۱۹، ج۲، ص۱۲۱).

 

اگر چه فقها اشتباه در ذات مورد معامله را موجب بطلان قرارداد می‎دانند، ولی حداقل از زمان شیخ انصاری ‌به این نظر متمایل شده‎اند که اوصاف ذاتی را نیز جزء ذات مورد معامله بدانند و اشتباه در اوصاف ذاتی را موجب بطلان بشناسند. ولی نکته قابل توجه این است که منظور ایشان از وصف ذاتی، ضرورتاً همان وصف اساسی مورد نظر حقوق ‌دانان غرب نیست، بلکه وصفی را در نظر دارند که داخل در حقیقت ذات موضوع باشد. و اگر وصفی خارج از حقیقت ذات موضوع باشد، اشتباه در آن را موجب خیار فسخ می‎دانند؛ و البته، در این امر به عرف توجه می‎کنند. به عنوان مثال، مرحوم شیخ انصاری حتی نر یا ماده بودن حیوان را جزء حقیقت ذاتی نمی‎داند و اضافه می‎کند که اگر مواد لبنی مثل شیر و ماست و پنیر به عنوان فرآورده‎هایی از گوسفند فروخته شود، ولی در واقع محصول گاو یا گاومیش باشد یا آنکه سرکه‎ای به عنوان سرکه کشمش فروخته شود و بعد معلوم شود که سرکه خرماست، در اینجا اشتباه در وصف اساسی موضوع معامله نیست (انصاری، ۱۴۱۹، ج۳، ص ۲۵۰).

 

نکته قابل توجه دیگر اینکه، به نظر فقها اگر وصف (غیرذاتی) جزء انشا شود، نمی‎تواند به صورت وحدت مطلوب باشد؛ یعنی باعث بطلان نمی‎شود، بلکه خواهی نخواهی به صورت تعدد مطلوب خواهد بود، اگر چه طرفین عقد خواسته باشند که آن را قید انشاء قرار دهند و به صورت وحدت مطلوب درآورند زیرا معمولاً طرفین عقد اوصاف غیرذاتی را قید انشاء قرار نمی‎دهند و متعاقدین بدون آن که خود متوجه باشند و چه بخواهند و چه نخواهند، از عرف تبعیت می‎کنند. و به فرموده مرحوم سیدمحمد کاظم یزدی، اگر قطعی شود که منظور ایشان این بوده که وصف غیرذاتی را قید انشا قرار دهند، در این صورت عقد باطل است (یزدی، ۱۳۷۶، ص۱۴۶).

 

«انَّ الْوَصْفِ وَ انَّ کَانَ مَذْکُوراً فِی الانشاء بِعُنْوَانِ العقدیه الَّا انْهَ فِی الْعُرْفِ لَا یَعُدْ قَیْداً بَلْ هُوَ مِنْ بَابِ تَعَدُّدِ المطوب وَ یَجْرِی عَلَیْهِ حُکْمُهُ …و انَّ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ فِی قَصْدِهِ وَ السِّرِّ فِی حُکْمِهِمُ کَذَلِکَ هُوَ کَوْنِهِ کَذَلِکَ فِی أَغْرَاضِ نَوْعِ الْمُعَامِلِینَ وَ انَّ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ فِی هَذَیْنِ المتعاقدین بَلْ فِی الحقیقه یَکُونُ کَذَلِکَ فِی حاقَ قَصَدَ هُمَا وَ بَاطِنِ قَلَّبَهُمَا وَ انَّ کَانَا غافِلِینَ عنه… نَعَمْ لَوْ عَلِمَ مَنْ قَصَدَ هُمَا القیدیه جِدّاً لَا تَعَدُّدِ الْمَطْلُوبُ بِحَیْثُ لَا یَکُونَانِ راضیین الامع الْوَصْفِ کَانَ الْبَیْعُ بَاطِلًا لانه رَاجَعَ الی التَّعْلِیقِ…» (یزدی، همان).
همان طور که مرحوم یزدی فرموده در نظر فقیهان امامیه، این بطلان برخلاف برداشت بعضی از استادان محترم به علت وجود اشتباه نیست بلکه از نظر ایشان این بطلان به علت تعلیق در عقد است.
مرحوم شیخ انصاری قولی از مقنعه و نهایه و همچنین از مجمع البرهان نقل می‎کند که به موجب آن، اگر مبیع برخلاف وصف درآید بیع باطل است، ولی تصریح می‎کند که این قول ضعیف است مگر آنکه وصف مورد نظر از اوصافی باشد که با فقدان آن مورد معامله با آن چه مورد قصد انشا بوده است. مغایرت پیدا کند (انصاری، ۱۴۱۹، ج۳). ‌بنابرین‏، به نظر می‎رسد که آن چه در ماده ۷۶۲ قانون مدنی آمده، منطبق بر نظر فقها و مربوط به جایی است که اشتباه در ذات مورد معامله باشد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:11:00 ب.ظ ]




 

هدف چهارم : تعیین چگونگی تاثیر رضایت مشتری بر آگاهی از نام و نشان تجاری.

 

هدف پنجم : تعیین چگونگی تاثیر ارزش برند بر تصویر نام و نشان تجاری.

 

هدف ششم : تعیین چگونگی تاثیر تعهد به روابط بر آگاهی از نام و نشان تجاری.

 

هدف هفتم : تعیین چگونگی تاثیر وفاداری به نام و نشان تجاری بر ارزش نام و نشان تجاری.

 

هدف هشتم : تعیین چگونگی تاثیر آگاهی از نام و نشان تجاری بر ارزش نام و نشان تجاری.

 

هدف نهم: تعیین چگونگی تاثیراعتماد برند بر تصویر نام و نشان تجاری.

 

هدف دهم: تعیین چگونگی تاثیر وفاداری بر تصویر نام و نشان تجاری.

 

هدف یازدهم: تعیین چگونگی تاثیر رضایت مشتری بر تصویر نام و نشان تجاری.

 

هدف دوازدهم: تعیین چگونگی تاثیر تعهد به روابط بر تصویر نام و نشان تجاری.

 

هدف سیزدهم: تعیین چگونگی تاثیر تداعی برند بر وفاداری به برند.

 

۱-۵ -چهارچوب نظری تحقیق :

 

بر اساس تحقیقات انجام شده (Blackston , 1995 , Cobb-Walgren & Etal , 1995, Kim & Etal, 2008 , Aaker ,1991 , Keller , 1993,) جهت بررسی روابط بین متغیرها مدلی مفهومی (شکل ۱-۱) پیشنهاد می‌گردد. این تحقیق رابطه بین ارزش برند، تصویر برند و فاکتورهای مؤثر بر رابطه موفقیت آمیز با مشتری شامل: اطمینان، رضایت، تعهد ، آگاهی برند ، وفاداری به برند و تداعی برند مورد بررسی قرار می‌گیرد و بر اساس مدل ۱۳ فرضیه شکل گرفته که در ادامه به بررسی آن پرداخته ایم

 

۱-۶- مدل تحقیق

 

متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی:

 

 

 

شکل ۱-۱- مدل تحقیق

 

(Kim & Etal, 2008)

 

۱-۷- فرضیه های تحقیق:

 

بر اساس مدل مفهومی پژوهش فرضیه هایی به شرح زیر مد نظر محقق قرار گرفت :

 

فرضیه اول: اعتماد به نام و نشان تجاری بر وفاداری به نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه دوم اعتماد به نام و نشان تجاری بر اگاهی از نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه سوم : رضایت مشتری بر وفاداری به نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه چهارم : رضایت مشتری بر آگاهی از نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه پنجم : ارزش برند بر تصویر نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه ششم : تعهد به روابط بر آگاهی از نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه هفتم : وفاداری به نام و نشان تجاری بر ارزش نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه هشتم : آگاهی از نام و نشان تجاری بر ارزش نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه نهم: اعتماد بر تصویر نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه دهم: وفاداری بر تصویر نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه یازدهم: رضایت مشتری بر تصویر نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه دوازدهم: تعهد به روابط بر تصویر نام و نشان تجاری تاثیر مثبت دارد.

 

فرضیه سیزدهم:بررسی چگونگی تاثیر تداعی برند بر وفاداری به برند تاثیر مثبت دارد.

 

۱-۸- روش تحقیق :

 

از دو جنبه مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 

۱- از حیث هدف که تحقیق حاضر کاربردی می‌باشد.

 

۲- از حیث روش که روشی که در پژوهش حاضر به کار گرفته خواهد شد، روش توصیفی از نوع پیمایشی ‌می‌باشد. توصیفی از این نظر که در روش توصیفی پژوهشگر به دست کاری متغیرها نپرداخته و متغیر ها را همان‌ طور که هست، مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین پیمایشی از این نظر که ابزار مورد استفاده در تحقیق (پرسشنامه) در میدان (جامعه) توزیع می شود.

 

با توجه به تعاریف بالا، روش تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی می‌باشد

 

۱-۹- قلمرو تحقیق :

 

۱-۹-۱-قلمرو موضوعی : این تحقیق با توجه به بررسی تصویر ذهنی نام و نشان تجاری و ارزش برند در صنعت بیمارستان در حوزه و قلمرو بازاریابی قرار دارد.

 

۱-۹-۲-قلمرو مکانی تحقیق : بیمارستان های آتیه، فجر،آزادی،تهران پارس و جم (از ۵ نقطه جغرافیایی تهران) به عنوان قلمرو مکانی تحقیق در نظر گرفته شده.

 

۱-۹-۳-قلمرو زمانی تحقیق :محدوده زمانی انجام تحقیق از اسفند ماه ۹۱ تا دی ماه ۹۲ می باشد و زمان توزیع پرسشنامه در مرداد و شهریور همین سال انجام شد.

 

۱-۱۰- جامعه آماری:

 

در این مطالعه مشتریان بیمارستان ها به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. انتخاب افراد نمونه از میان مشتریان درمان شده بیمارستان های آتیه، فجر،آزادی،تهران پارس و جم (از ۵ نقطه جغرافیایی تهران) صورت خواهد پذیرفت که پس از درمان به پرسشنامه پاسخ دادند که حجم آن نا محدود است.

 

۱-۱۱- روش نمونه گیری و حجم نمونه:

 

حجم نمونه ‌بر اساس حداکثر واریانس از فرمول کوکران محاسبه شد . با در نظر گرفتن حداکثر واریانس و خطای حدی ۰٫۰۵حجم نمونه مورد بررسی برابر با ۳۸۴ نفر می‌باشد.

 

 

 

۱-۱۲-روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها:

 

به منظور تحلیل داده ­ها و آزمون فرضیه ­های تحقیق، از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. مدل یابی معادلات ساختاری، یک تکنیک چند متغیری و نیرومند از خانواده رگرسیون چند متغیری و به بیان دقیق تر، مدل خطی کلی[۸] است که به پژوهشگران امکان می‌دهد مجموعه ای از معادلات رگرسیون را به گونه همزمان، مورد آزمون قرار دهند. مدل یابی معادلات ساختاری، یک رویکرد آماری جامع برای آزمون فرضیه­ هایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده و مکنون است که به عنوان تحلیل ساختاری کوواریانس و مدل یابی علّی نامیده شده است اما اصطلاح غالب مدل یابی معادله ساختاری یا به طور خلاصه ” اس.ای.ام “[۹] است.

 

از طریق این رویکرد می­توانیم قابل قبول بودن مدل‌های نظری را در جامعه­های خاص با بهره گرفتن از داده ­های همبستگی، غیرآزمایشی و آزمایشی آزمون نمود.در این تحقیق از آمار توصیفی و استنباطی استفاده خواهد شد.

 

۱-۱۳- تعریف متغیرها و اصطلاحات تحقیق:

 

رضایت مشتری

 

تعریف نظری : درجه ای که عملکرد واقعی یک شرکت انتظارات مشتری را برآورده کند (آرمسترانگ و کاتلر ،۱۳۸۶ ،۵۳)

 

تعریف عملیاتی : احساس یا نگرش یک مشتری نسبت به یک محصول یا خدمت پس از استفاده از آن .

 

ارزش برند

 

تعریف نظری: آکر ارزش ویژه برند را مجموع های از ویژگی‌ها و اعتبارات متصل به برند می‌داند که سبب افزایش یا کاهش ارزش ایجاد شده توسط محصول می شود. او، این ویژگی ها را به پنج گروه وفاداری، آگاهی از برند، کیفیت تصورشده، و دیگر ویژگی‌ها(علامت ثبت شده ، امتیاز انحصاری و … )تقسیم ‌کرده‌است(Upshaw, 1995 ,134).

 

تعریف عملیاتی: در واقع ارزش برند اشاره به ارزش یک برند نام و نشان تجاری مشهور دارد و می‌تواند بر قیمت خرید کل مایملک یک شرکت تاثیر گذار باشد.

 

تصویر ذهنی برند

 

تعریف نظری: مجموعه ای از ادراکات ‌در مورد یک برند که برای مصرف کننده تداعی کننده خصوصیات آن برند است . (Keller,lane,1993,1-22)

 

تعریف عملیاتی : درک یا احساسی که مصرف کننده به یک برند دارد

 

وفاداری:

 

تعریف نظری: میزانی که یک مشتری نسبت به یک نام و نشان تجاری نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به نام و نشان تجاری یاد شده و قصد ادامه ی خرید آن در آینده . (موون و ماینور، ۳۴۰،۱۳۸۸)

 

تعریف عملیاتی: میزان علاقه و پایبندی مشتری به ادامه ی استفاده از یک خدمتی با یک برند مشخص.

 

تعهد به روابط:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:10:00 ب.ظ ]




 

۱۰- احساس رضایت و شادی

 

از نظر (سابشین و آمر[۲۱]، ۱۹۹۴؛به نقل از آزادی ، ۱۳۷۷) ملاک‌های عمده برای سلامت روانی عبارتند از:

 

۱- فقد ان اختلال یا نشانه های مرضی

 

۲- کارکرد کنش مطلوب

 

۳- برخورداری از ویژگی های اکثر افراد جامعه

 

۴- برخورداری از رفتار متناسب با فرهنگ جامعه

 

تودور [۲۲] (۱۹۹۶) ملاک‌های سلامت روانی را شالم موارد ذیل می‌داند:

 

۱- استدلال در حدی قابل پذیرش

 

۲- خود اتکایی[۲۳]

 

۳- خود فرمانی [۲۴]

 

۴- توانایی شغلی

 

۵- مسئولیت پذیری و داشتن تلاش‌های ضروری

 

۶- قابل اعتماد بودن و ثبات در توانایی ارتباط با دیگران

 

۷- داشتن همکاری و توانایی پیروی از قواعد کاری

 

۸- توانایی ابراز دوستی و عشق و توانایی مبادله

 

۹- تحمل دیگران و تحمل ناکامی‌ها

 

۱۰- توانایی مشارکت

 

۱۱- داشتن حس شوخی و طنز

 

۱۲- توانایی از خود گذشتن و فداکاری

 

ونتیس[۲۵] (۱۹۹۵ ) سلامت روان را وابسته به هفت معیار می‌داند که عبارتند از :

 

۱- رفتار اجتماعی مناسب ؛ ۲- رهایی از نگرانی و گناه ؛ ۳- فقدان بیماری روانی ؛ ۴- کفایت فردی و خود مهارگری ؛ ۵- خویشتن پذیری و خود شکوفایی ؛ ۶- توحید یافتگی و سازماندهی شخصیت ، ۷- گشاده نگری و انعطاف پذیری ( به نقل از خواجویی میرزاده ، ۱۳۸۸ ) .

 

گلاسر[۲۶] (۱۳۷۳) معتقد است که رفتار غیر عادلانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روان است نه اینکه اضطراب و ناراحتی روانی باعث غیر مسئول بودن فرد گردد. فرد غیر مسئول نه برای خود ارزشی قائل است و نه برای دیگران و در نتیجه خود را رنج داده و یا دیگران را آزرده خاطر می‌کند. از نظر گلاسر پذیرش مسئولیت از جانب فرد ملاک سلامت روانی محسوب می شود.

 

۲- ۳- مبانی نظری سلامت روان

 

در روانشناسی سلامت ، رویکرد ها و دیدگاه های مختلفی در ارتباط با سلامت روان مطرح می شود ، که به تعدادی از آن ها اشاره می‌کنیم :

 

۲-۳- ۱- دید گاه اسلام

 

حفظ سلامت روانی و جسمانی ، یکی از مهم ترین وظایف زندگی به شمار می‌آید. در حدیث نبوی ، تندرستی و امنیت دو نعمتی شمرده شده اند که انسان تا هنگامی که آن ها را از دست ندهد ، به ارزش آن ها پی نخواهد برد. دین اسلام ، تأکید بسیار بر ساختن انسان هایی دارد که از سلامت روانی برخوردارند تا بتوانند اهداف خویش را پیگیری کنند . از این رو اسلام برای حفظ سلامت روانی و جسمانی ، برنامه هایی را تدارک دیده است تا از راه آن بتواند انسان های مؤمن کاملی را تربیت کند . تأکید عمده اسلام در حفظ سلامت روانی و جسمانی انسان ، بر محور پیشگیری استوار است . اسلام می کوشد تا سلامتی انسان ها را پیش از آنکه نیاز به درمان بروز نماید ، تأمین کند . یعنی تلاش اسلام بر محور حفظ بهداشت روانی و جسمانی است و به طور خلاصه ، از دیدگاه اسلامی ، پیشگیری مهم تر و بهتر از درمان است ( ابوالقاسمی ، ۱۳۸۹ ) .

 

همان گونه که گام مهم در سلامت جسمانی حفظ بهداشت فردی و عمومی است ، مهم ترین گام در سالم سازی روانی نیز حفظ بهداشت روانی است . انسان با رعایت نکات خاصی می‌تواند سلامت روانی خود را تأمین و پیش از آنکه نیازمند درمان باشد ، از وقوع آن پیشگیری کند .شارع مقدس اسلام برای حفظ بهداشت روانی ، اصول و قواعدی را قرار داده است تا با به کارگیری و رعایت آن قواعد بتوان سلامت عمومی را تأمین کرد . این اصول با تأکید بر بهسازی محیط زیست انسان ، خانواده و جامعه و سرانجام ، وظایفی را برای فرد تعیین می‌کند که این وظایف ، باعث حفظ سلامت روانی وی می شود ( آل یاسین ، ۱۳۸۹ ) .

 

به صورت کلی و اجمالی می توان گفت از نظر اسلام ، انسان سالم کسی است که دارای سه ویژگی اساسی و برجسته باشد : ۱- تعقل و تفکر ۲-ایمان ، تقوا ، تدین و تعهد ۳- هدفمند بودن و به دنبال آن تلاش و فعالیت در جهت رسیدن به اهداف انسانی و معنوی ( چه فردی و چه اجتماعی ) . به تعبیر دیگر می توان گفت : انسان سالم و ارزشمند از چشم انداز اسلام ، انسانی است که در زندگی سه جایگاه را به خوبی بشناسد و به آن ها توجه و عنایت خاص داشته باشد :

 

    1. جایگاه جهانی خود

 

    1. جایگاه فردی خود

 

  1. جایگاه اجتماعی خود و دستیابی به حداکثر رشد که به طور مترادف با کمال و تکامل به کار می رود ، معیار ایده آل سلامت روانی در مکتب اسلام است ( ابوالقاسمی ، ۱۳۸۹ ) .

 

۲-۳- ۲- دیدگاه انسان گرایی

 

دیدگاه انسان گرایی ، با رویکردهای نظری تفاوت بسیار دارد.دیدگاه انسان گرایی ریشه در آن دسته از نظام های فلسفی و مذهبی دارد که بر منزلت خوبی، ذاتی و آزادی ماهیت انسان تأکید کرده‌اند.این دیدگاه در روانشناسی تا حدی محصول این سابقه است و تا حدی واکنشی است به مفاهیم بی اعتنا به ماهیت انسان که مشخصه روانکاوی و رفتارگرایی است ( احدی و بنی جمال،۱۳۶۹).

 

روان شناسان مکتب انسان گرایی معتقدند که علامت سلامت روانی عبارت است از رشد کامل استعدادهای بالقوه به عنوان یک انسان منحصر به فرد .

 

روان شناسی انسان گرایی تنها یکی از سه مکتب اصلی است که به سلامت روانی می اندیشد ، دو گرایش یعنی تحلیل روانی و رفتار گرایی ، دیدگاه های متفاوتی درباره اختلالات روانی دارند .به اختصار به نظریه و دیدگاه سه تن از روان شناسان انسان گرا (مازلو[۲۷] ، راجرز[۲۸] ، آلپورت[۲۹] ) درباره سلامت روانی پرداخته شود :

 

به عقیده مازلو هر فرد دارای گرایش ذاتی برای رسیدن به خود شکوفایی است. بخش عمده پژوهش‌های مازلو به خصایص اشخاصی که نیاز به خود شکوفایی درآنان ارضاء شده و ازنظر روانی سالم تلقی می‌شوند معطوف می‌باشد.

 

سلامت روانی، نه تنها از نظر ذهنی احساس مطبوعی به شمار می رود بلکه به نقص حقیقی و واقعی نیز هست و به همین جهت بهتر و ‌برتر از بیماری است که تنهایی نقص و حقیقی است بلکه بیشتر نشانه هوشمند نیز هست. زیرا موجب می شود که بتوان حقایق بیشتر و والاتری را دریافت و بدین معنیکه فقدان سلامت نه تنها احساس ناخوشایند به انسان می‌دهد بلکه نوعی کوری، نقص ادراکی و نقصان اخلاقی و عاطفی نیز به شمار می رود. (احدی و بنی جمال ، ۱۳۶۹) .

 

مازلو برای تحقق عزت نفس وخود شکوفایی سیزده معیار بالینی پیشنهاد می‌کند:

 

      1. ادرک خوب از واقعیت

     

      1. پیشرفت در قبول خود ،دیگران و طبیعت

     

      1. پیشرفت در داشتن اراده

     

      1. پیشرفت های نسبی در مسائل اصلی

     

      1. آزاد بودن وشوق زندگی داشتن

     

      1. خود مختاری فزاینده ‌و مقاومت در تشکیل گروه ها

     

      1. ابتکار داشتن در قضاوت وغنی بودن در انگیزش

     

      1. فراوانی تجربه های بسیار بالا

     

      1. همانند سازی خوب با انسانیت

     

      1. بهبود روابط با دیگران

     

      1. راحتی در قبول دیگران

     

      1. رشد خلاقیت

     

    1. تحرک در نظام ارزش ها (گنجی،۱۳۷۶) .

تعریفی که مازلو ازسلامت روان دارد بدین مضمون است :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




 

۱-۱۴- تفاوت های تخلف اداری با جرم

 

بند۱: رابطه ی منطقی بین جرایم و تخلفات اداری ،عموم و خصوص من وجه است.مقایسه موارد احصا شده در ماده ۸ق.ر.ت اداری و عناوین جزایی مندرج در قانون مجازات اسلامی این رابطه را تأیید می‌کند مثلا اختلاس هم جرم است هم تخلف اداری،غیبب غیر موجه تخلف اداریست ولی جرم نیست.

 

بند۲: آنچه در حقوق جزا ضرورت مقابله با جرم را توجیه می‌کند ،دفاع از نظم عمومی است،حال آنکه سبب رسیدگی به تخلفات اداری،تخلف از نظم سازمان متبوعه کارمند است.

 

بند۳: به موجه اصل۳۶قانون اساسی حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها ار طریق دادگاه صالح به رسیدگی جرایم عموم یعنی دادگستری صورت بگیرد.در صورتی که رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان،در صلاحیت هیئت های رسیدگی به تخلفاتاداری کارمندان است که این ها مطابق ماده ی۱ ق.ر.ت نمایندگان دولت در هریک در دستگاه های مشمول قانون هستند.

 

بند۴: قلمرو جرایم،کلیه ساکنان کشور را شامل می شود.در صورتی که تخلفات اداری تنها خاص کارمندان اداری است.

 

بند۵: مجازات پیش‌بینی شده در قوانین کیفری شدید است در حالی که مجازات های انضباطی خفیف بوده و تنها شامل حالات استخدام می شود به همین سبب آیین دادرسی جرایم،از تشریفات زیادی برخوردار است.

 

بند۶: قواعد و اصول معمول در حقوق جزا عینا ‌در مورد قواعد انضباطی و اداری اجرا می شود مثلا اصل قانونی بودن جرم در حقوق اداری وجود ندارد و هر عملی که خلاف شئون کارمند باشد قابل مجازات است و این اعمال از قبل قابل پیش‌بینی نیستند و نمی توان همه ی آن ها را تعیین و توصیف نمود.

 

بند۷: موضوع مقررات انضباطی مثل جرایم انضباطی نیست ‌بنابرین‏ ممکن است عملی در یک اداره تخلف به حساب آید ولی در اداره دیگر نه.

 

بند۸: اعتبار قضیه مختومه در مقررات انضباطی جاری نیست ‌بنابرین‏ کسی که از نظر اتهام اخذ رشوه در دادگاه تبرئه شده ممکن است به علت ارتکاب همان عمل در دادگاه انضباطی محکوم شود و چون ارتکاب جرم مستلزم احراز عناصر ‌و شرایطی است مثلا کسی که برای انجام عملی قرار گرفتن رشوه را گذاشته،از لحاظ انضباطی قابل مجازات است در صورتی که مرتکب جرم نشده است.

 

بند۹: احکام صادره برای تخلفات اداری از طرف دادگاه های اداری بر خلاف احکام قضائی در دیوان عدالت اداری قابل شکایت و منحصراً از لحاظ شکلی قابل رسیدگی است.

 

بند۱۰: اختلاف از جهت جنبه‌های عام و خاص آن ها پدیده جنایی برهم زننده نظم عمومی بوده و لذا محدوده حقوق جزا شامل کلیه کسانی که ساکن کشور هستند، می شود. لذا مدعی العمومی به نمایندگی از سوی جامعه ی مرتکبان جرایم را تحت پیگرد قرار می‌دهد. لیکن دادستان اداری و نظامی به نمایندگی از همان جمعیت ‌و کانون ونه به نمایندگی از جامعه تعقیب و تنبیه متخلف را تقاضا می‌کند.

 

بند۱۱: اختلاف از جهت مرجع رسیدگی:

 

مرجع رسیدگی در امور کیفری پدیده جنایی، دادگاه کیفری بوده که طبق قانون تشکیل یافته و اداره می‌شوند. لیکن مجازات های اداری در محل اداری تشکیل یافته و تابع قوانین خاص می‌باشند .

 

بند۱۲: اختلاف از جهت عنصر قانونی

 

در جرایم تعیینی به وسیله قانون گذارمعمولا عناصر مجرمانه دقیقا تعریف می‌گردد. در حالی که تعریف تخلفات انظباطی به صراحت و تنجیز پدیده جنایی وجود ندارد و این تعریف معمولا به بخش نامه سپرده شده است.

 

۱-۱۵- آثار ناشی از جرم اداری در جامعه

 

همان طور که عوامل به وجود آورنده جرم (فساد) در جامعه از گستره بالایی برخوردار است، آثار و نتایج ناشی از جرم (فساد) در جامعه نیز بسیار گسترده است.فساد همچون غده ای سرطانی است که آسیب های بسیاری بر جامعه وکشور وارد می آورد. صدمه زدن بر اعتماد مردم نسبت به حکومت ممانعت از ثبات سیاسی و اقتصادی و پیوستگی اجتماعی و ممانعت از توسعه اقتصادی کشور از طریق تخریب رقابت سالم در بازار از جمله این موارد هستند. علاوه بر آنچه اشاره شد می توان موارد زیر را به عنوان آثار ناشی از وجود جرم اداری در جامعه نام برد.

 

بند ۱: زائل کردن حکومت اداری مطلوب و دموکراسی

 

بند۲: تخریب مشروعیت و حاکمیت قانون

 

بند۳:کاهش احترام به قانون

 

بند۴: از بین رفتن شفافیت و حساب پس دهی

 

بند ۵: کاهش فرصت های سالم پیشرفت برای افراد، مؤسسات و سازمان ها

 

بند۶:افزایش هزینه زندگی مردم همچون افزایش قیمت ها

 

بند۷: کاهش بهره وری زیرا زمان و انرژی برای دست یابی به اهداف وقف ایجاد شکاف در سیستم می شود

بند۸:خنثی کردن ایجاد توسعه کشور.

 

بند ۹: زحمت بیهوده برای جلوگیری از شیوع فساد و شناسایی آن[۳۲]۱(ذاکر صالحی ۱۳۹۰ ،۳۸)

 

۱-۱۶- پیشگیری و انواع آن

 

۱-۱۶-۱ قانون اساسی ایران و پیشگیری از جرم

 

بند ۴ اصل ۱۵۴ قانون اساسی منبع محوری حقوق جزا در کشور ماست چون وظیفه قوه قضائیه را کشف جرم ، تعقیب و … اعلام ‌کرده‌است اما بلافاصله پس از بند۴ خبرگان قانون اساسی اقدام مناسب برای پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمین را در بند ۵ همان اصل به عنوان وظیفه دیگر پیش‌بینی کرده‌اند از سوی دیگر در دیباچه ی قانون اساسی در مبحث مربوط به قضا جلوگیری از انحرافات امت اسلامی اعلام شده است که یکی از این انحرافات می‌تواند جرم باشد. قانون اساسی ایران اصول حقوقی را که متضمن مسائل حقوقی است برای حقوق پیشگیری و نظام پیشگیری پیش‌بینی ‌کرده‌است لذا می‌توانیم بگوییم بند ۴ اصل ۱۵۶ مبنای حقوق جزا و بند ۵ اصل ۱۵۶ مبنای پیشگیری است. بند ۴ و۵ اصل ۱۵۶ به طور عام سیاست جنائی ما است بند ۴ به طور خاص به سیاست کیفری مربوط است لذا خبرگان قانون اساسی برای مبارزه جرم ،سرکوبی و پیشگیری را با هم مطرح کرده‌اند. بند ۴ حکایت از پیشگیری کیفری دارد و در واقع ناظر است به اجرای مجازات ها ،اجرای عدالت کیفری و پیشگیری از بزهکاری از طریق تهدید مجرمین به مجازات می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:07:00 ق.ظ ]




از طرف دیگر با انجام عملی که از طرف قانون‌گذار خلاف شناخته شده عنصر روانی مفروض شناخته می‌شود هر چند همان گونه که قبلاً اشاره شد در صورت وجود اجبار مادی و معنوی و یا سایر عواملی که مسئولیت را از بین می‌برد می‌توان استدلال کرد که جرم خلافی نگرفته است علاوه بر آنکه علی‌الاصول احتیاطی به آوردن دلیل برای عنصر روانی در جرائم خلافی نیست (بیرانوندی، جرایم پزشکی در فقه و قوانین موضوعه، ص۵۹).

 

ماده۳- خودداری بیمارستان‌ها از پذیرش و ارائه خدمات اولیه لازم به بیماران اورژانسی

 

شرح: عنوان تخلف همچنان که از نامش پیدا‌ است خودداری بیمارستان‌ها از پذیرش و ارائه خدمات اولیه لازم به بیماران اورژانسی بوده که از مصادیق بارز ترک فعل می‌باشد. به عبارت دیگر عنصر مادی تخلف مذبور ترک فعل یا رفتار منفی است و صرف خودداری از پذیرش و ارائه خدمات اولیه اورژانسی برای تحقق آن کفایت می‌کند. نکته دیگر این است که تکلیف پذیرش و ارائه خدمات مذکور در این ماده صرفاً متوجه بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مشابه مانند درمانگاه‌های اورژانس بوده، شامل مطب پزشکان نمی‌گردد. ‌بنابرین‏ اگر پزشکی در خارج از مراکز مصوف یا در مطب خود از پذیرش بیمار اورژانسی امتناع نموده، خدمات اولیه اورژانس را ارائه ننماید، اصولاً نمی‌توان او را به موجب این ماده تخلف تلقی نموده و مورد پیگرد قرار داده و مجازات نمود مع‌الوصف چنانچه رفتار پزشک در مطب خود مبنی بر عدم پذیرش بیمار در سایر قوانین دارای عنوان مجرمانه خاص باشد ‌بر اساس آن مقررات منعی برای اعمال مجازات نخواهد چراکه مطابق اصول حقوقی اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند اما در خصوص مکلفین صدرالتوصیف نیز تکلیف مقرر منحصر به ارائه خدمات اولیه لازم و ضروری است و نمی‌توان یک بیمارستان یا یک درمانگاه را ‌به این علت مؤاخذه و یا تعقیب نمود که چرا تمام مراحل درمان را تا بهبودی کامل بیمار یا مصدوم ارائه نداد است.

 

غیر از موارد معنونه نکته دیگری که جلب توجه می‌کند مفاد آیین‌نامه مرکز اورژانس تهران وابسته به سازمان خدمات درمانی مصوب ۱۷/۳/۱۳۵۵ هیات وزیران است که ضمن احصاء وظایف اورژانس، سازمان تامین خدمات درمانی را مرجع صالح برای تعیین موارد و حدود خدمات اورژانس دانسته و طی ماده۳ مقرر داشته: کلیه بیمارستان‌ها و مراکز خدمات درمانی اعم از عمومی و خصوصی موظفند بیماران اورژانسی را پذیرفته و خدمات درمانی اورژانسی مورد نیاز را انجام دهند. به علاوه اینکه بیماران اورژانسی در آیین‌نامه فوق اعم از بیمه شده و غیر آن تلقی و برای بیمه نشده ها تکلیف بیشتری قائل شده است.

 

با توجه به مطالب مطروحه باید ‌به این سئوال جواب داد که آیا منظور قانون‌گذار از استعمال عنوان بیمارستان‌ها در ماده۳ قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی، دارویی و درمانی همانند مفاد ماده ۱۳ آیین‌نامه صدرالذکر اعم از بیمارستان‌ها و مراکز درمان عمومی و خصوصی بوده یا صرف بیمارستان‌ها اعم از دولتی و خصوصی را در بر می‌گیرد؟

 

به نظر می‌رسد ماده۳ قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی، درمانی مبهم و مجمل بوده که آیین‌نامه فوق رفع ابهام کرده و بدین ترتیب شامل تمامی بیمارستان‌ها و مراکز درمانی اعم از خصوصی و دولتی می‌باشد چراکه تحدید قلمرو ماده ۳ برخلاف نظم عمومی بوده و موجب تجری متخلفین خواهد شد. نکته آخر اینکه تکلیف مذکور فقط برای پذیرش بیماران اورژانسی است. ‌بنابرین‏ بیماری که وضعی اورژانسی ندارد در قلمرو این ماده قرار نمی‌گیرد ضمناً در این ماده عنصر روانی مفروض بوده و نیازی به احراز قصد مجرمانه یا خطای جزایی نمی‌باشد.

 

ماده۴- ایجاد و یا ارائه خدمات مازاد بر احتیاج به منظور سودجویی و یا دخل و تصرف در صورتحساب و دریافت اضافه از نرخ‌های اعلام شده از ناحیه وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

 

شرح: از جمله تخلفاتی که از مصادیق جرم مقید بوده علاوه بر قصد فعل به وقوع یک نتیجه نیز نیاز دارد موضوع ماده فوق می‌باشد چراکه ارائه خدمات مازاد بر احتیاج باید به منظور سودجویی و یا کسب درآمد بیشتر باشد تا شق اول ماده محقق گردد. فلذا اگر پزشکی به دلیل ضرورت‌های پزشکی و یا به منظور جلوگیری از بازگشت بیماری یا گسترش آن در آینده اقدام به انجام عملی روی بیمار خود بنماید که ظاهراًً در مقطع زمانی انجام عمل مذکور ضرورت چندانی نداشته ولی برای صحت و سلامت بیمار در آینده مؤثر و مفید باشد نمی‌توان وی را به استناد این ماده تعقیب و مجازات نمود، برای اینکه برابر قاعده احسان«ما علی‌المحسنین من سبیل» نسبت به کسی که با قصد احسان به انجام کاری دست یازیده است مسئولیتی بار نمی‌شود.

 

از منطوق ماده۴ چنین برمی‌آید که برای مسئولیت قانونی متخلف، قانون‌گذار تقصیر را فرض کرده و در این صورت متهم می‌تواند خلاف آن را اثبات نماید. به عبارت دیگر صرف دریافت وجه بابت خدمات مازاد بر احتیاج موجب تحقق جرم و تبعاً مجرمیت مرتک تلقی شده مگر اینکه پزشک دریافت‌کننده وجه خلاف آن را ثابت نموده و عدم مسئولیت خود را به اثبات برساند.

 

آنچه که بیشتر از هر عنصر دیگری قابل بحث می‌باشد این است که ملاک تشخیص و تأیید ضرورت و احتیاج چیست و چه مرجعی صالح به تشخیص می‌باشد؟

 

مرجع اولیه همان خود پزشک معالج است که در اجرای تعهد خود مکلف است تا با بهره گرفتن از تجربیات عملی و تجارب علمی و ضرورت انجام عملی را احراز و نسبت به پیگیری از آن اقدام نماید مع‌الوصف در صورت بروز اختلاف اعضای کمیسیون ماده یازده قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی، درمانی مرجع صالح برای مانحن فیه می‌باشد. البته اگر برای احراز واقعیت دادگاه نیاز به نظریه کارشناسی داشته باشد می‌تواند با صدور قرار کارشناسی از متخصصین امر نیز استعلام نماید.

 

آخرین موردی که در خصوص شق اول ماده بایستی ذکر شود این است که این تخلف با بزه دریافت مبالغ مازاد برتعرفه متفاوت بوده،دارای عناوین مجرمانه مستقلی می‌باشند. برای اینکه در تخلف ماده۴ ممکن است مبالغ دریافتی از بیمار برابر ضوابط و مقررات حاکم بر قضیه بوده به اصطلاح عرضه خدمات بالاتر از نرخ تعرفه نبوده بلکه خدمات ارائه شده اصولاً زائد و غیرضروری باشد یعنی چنین خدماتی نبایستی از اساس برای بیمار ارائه می‌شده است. شق دوم ماده۴ مبنی بر دخل و تصرف در صورتحساب و دریافت اضافه از نرخ‌های اعلام شده علاوه بر داشتن عنوان بزه در تعزیرات حکومتی از مصادیق بارز تعدد معنوی بوده، مابقی مقررات قانون مجازات اسلامی جعل تلقی می‌گردد.

 

دخل و تصرف موصوف اعم است از اینکه توسط پزشک در مطب صورت پذیرد یا سایر کارکنان مؤسسه پزشکی و بیمارستان انجام داده باشد و در هر صورت صرف قلب حقیقت و دریافت اضافه از نرخ‌های اعلام شده برای تحقق این شق کافی می‌باشد. منتهی قلب حقیقت می‌تواند مصادیق متعددی داشته باشد مثلاً کارهای انجام نشده ‌در مورد بیمار در صورتحساب وی درج گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 06:09:00 ب.ظ ]